تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
در ( 1 ) دهن افگند و روى به من كرد و اين بيتها بگفت - شعر :
و اخلط التّرب ( 2 ) بالرّماد و كله و ازجر النّفس عن مقام السّؤال
فاذا شئت ان تقنّع بالذّلّ فرم ما حوته ايدي الرّجال
گفت : از بر وى بيرون آمدم و چند روز بر او نرفتم ( 3 ) . روزى دگر برخاستم ( 4 ) و در پيش او شدم و بنشستم ( 5 ) ديرگاه هيچ سخن نمىگفت ، گفتم : چرا سخن نمىگويى ؟ گفت :
منع الكلام بانّه سبب الرّدى و النّطق فيه معادن الافات
فاذا نطقت فكن لربّك ذاكرا و اذا سكتّ فعدّ نفسك ما ات ( 6 )
ابو بكر ورّاق گفت : يطعمني بلا طعام و يسقني بلا شراب ، و معنى آن كه مرا روزى دهد بى علاقه و سببى ، و مثله قول النّبي - عليه السّلام : انّي أبيت ( 7 ) يطعمني ربّي و يسقيني ، گفت : مرا همه شب خداى طعام و شراب دهد . و در خبر است كه سقّايى بود در مدينه ، روزى در مسجد رسول آمد . رسول - عليه السّلام - اين آيت مىخواند : وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّه رِزْقُها ( 8 ) . . . ، او قربه بينداخت و گفت : چون خداى ( 9 ) ضمان روزى كرد مرا كار كردن هرزه است . برفت و سه شبانه روز عبادت مىكرد و چيزى نيافت كه بخورد . بخفت ، در خواب شربه‌اى ( 10 ) دادند كه پس از آن بيست و اند ( 11 ) سال بماند طعام و شراب به شهوت نخورد . گفتند : در عهد حجّاج زاهدى بود او را عبد الرّحمن بن يعمر گفتندى كه او در ماهى يك بار طعام خوردى . حجّاج را بگفتند . او را بگرفت و در خانه كرد تا يك ماه و شك نكرد كه او مرده باشد ، چون در بگشادند او نماز مىكرد . او را گفت : يا فاسق ! نماز مىكنى بى طهارت ؟ گفت : آن كس محتاج طهارت باشد ( 12 ) كه طعام و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : و بر . ( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، آل : التّراب . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : روز پيش او نشدم . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : روزى برخواستم . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها تا . ( 6 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 8 / 343 ) فعد لنفسك ما يأتى . ( 7 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 8 / 345 ) عند ربّى . ( 8 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 6 . ( 9 ) . مش تو . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : در خوابش شربتى . ( 11 ) . آج ، لب ، آل : و نه . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : شود .