كفر ، و به قتل مؤمنان ، قتل مشركان ، و به زنا ، عفّت و احصان .
بعضى دگر گفتند ، معنى آن است كه : سيئاتى كه در اسلام كرده باشند به حسنات بدل كنند .
ابو هريره روايت كرد كه : رسول - عليه السّلام - گفت فرداى قيامت جماعتى گناهكاران تمنّا [ 137 - ر ] كنند كه كاشك تا سيئات بيشتر كرده بودندى ! گفتند :
يا رسول اللَّه ! ايشان كه باشند ؟ گفت : آنان كه سيّئات ايشان به حسنات بدل كنند .
و ابو ذر ( 1 ) روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : فرداى قيامت بندهاى را در عرصهء قيامت آرند و صحيفهء او به دست او دهند ، و در آن صحيفه گناهان صغيره باشد ، او مىخواند و آن كس ( 2 ) مىترسد . چون فرو خواند و كباير نبيند ، گويد : مرا گناههايى ( 3 ) است كه نمىبينم اين جا . گويند او را : خداى به حسنات بدل كرد آن را . گفت : رسول اين حديث مىكرد و به خرّمى مىخنديد چنان كه دندانهاى او مىديدند مردمان .
عبد الرّحمن بن جبير گفت ، مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! چه گويى مردى را كه هيچ گناه رها نكند و الَّا ارتكاب كند ، و مع ذلك هيچ حاجتى و داجتى رها نكند و الَّا قطع كند ، او را توبهاى باشد ؟ گفت : اين مرد مسلمان باشد ؟
گفت : بلى ، اين مرد گويندهء شهادتين باشد و مؤمن بود ، و خيرات كند . رسول گفت :
خداى تعالى گناهان او بدل كند به حسنات و خيرات . مرد شادمانه شد و گفت : اللَّه اكبر اللَّه اكبر ، و تا آفتاب فرو شدن ( 4 ) تكبير مىكرد .
و در تفسير غريب الحديث آمد كه : « حاجّت » آن بود كه بر حاجيان ره زند چون مىشوند ، و « داجّت » آن بود كه ره زند بر ايشان چون ( 5 ) باز گردند ، و تأويل اين اخبار آن باشد كه : خداى تعالى گناه ايشان ببخشد و عفو كند ايشان را و بيامرزد .
حسنات را معنى تفضّل باشد ، يعنى بمانند آن منافع ، كه ثواب بودى اگر
هامش
( 1 ) . مش : أبو ذر غفارى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مىخواند و از كبيره .
( 3 ) . آط ، آب ، آز ، مش : گناهانى ، لب : گناهان ، آج ، آل : گناهى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : آفتاب فرو شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها مىآيند و .