گفت : او آن خداست [ 135 - پ ] كه شب و روز را متتابع كرد ، يجيء كلّ واحد منهما خلف صاحبه ، تا هر يكى از آن به دنبال صاحبش مىآيد .
عبد اللَّه عبّاس و قتاده و حسن گفتند : خلفة اى خليفة ، هر يكى از شب و روز خليفه و عوض صاحبش است ( 1 ) تا هر كسى را كه كارى دينى يا دنياوى ( 2 ) به روز فايت شود به شب تلافى كند ، يا به شب فايت شود به روز قضا كند .
قتاده گفت : چنان بايد كه خداى تعالى در اين شب و روز از اعمال شما خير بيند ، فانّهما مطيّتان يقحمان النّاس الى آجالهم ، و يقرّبان كلّ بعيد و يبليان كلّ جديد و يأتيان بكلّ موعود الى يوم القيامة ( 3 ) ، اين شب و روز مردمان را به اجل مىبرند ، و هر دورى نزديك مىكنند ، و هر نوى كهن مىكنند ، و هر موعودى مىرسانند تا به روز قيامت .
شقيق گفت : مردى بنزديك يكى از صحابه آمد و گفت : دوش مرا نماز فايت شد ، گفت : امروز قضا كن ، فانّ اللَّه تعالى * ( جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً ) * .
مجاهد گفت معنى آن است كه : جعل كلّ واحد ( 4 ) منهما مخالفا لصاحبه ، هر يكى را از ايشان مخالف صاحبى ( 5 ) كرد ، اين روشن است و آن تاريك ، اين سپيد است و آن سياه .
ابن زيد گفت : يعنى متعاقبان ( 6 ) ، چون اين برود آن بيايد ، چون آن برود اين بيايد ، و گفت : دليل اين تأويل ، قول زهير است كه گفت - شعر :
بها العين و الارام يمشين خلفة
و اطلاؤها ينهضن من كلّ مجثم
مقاتل گفت ، معنى آن است كه : شب براى آسايش و خواب است و روز براى كار و معاش ، هر كه را خواب به شب فايت شود به روز بخسپد ، و هر كه را كار به روز فايت شود به شب بكند ( 7 ) . * ( لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ ) * ، آن را كه خواهد كه ذكر خداى
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش : باشد .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : دنيايى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : يوم السّاعة .
( 4 ) . آب : واحدة .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : صاحبش .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : متعاقباند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : هر كه را به روز فايت شود به شب قضا كند .