تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
انّ المنيّة و الحتوف كلاهما ( 1 ) بذوى المحارم يرقبان سوادي
* ( ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ) * ، آنگه بر عرش مستولى شد بر آن تفسير كه رفت ( 2 ) . * ( فَسْئَلْ بِه خَبِيراً ) * ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه ، فسئل [ به ] ( 3 ) رجلا عالما باللَّه يخبرك عنه ، چون از خداى پرسى عالمى را پرس كه او را شناسد ( 4 ) حق معرفت تا تو را از او به حق خبر دهد . ابن جريج گفت : فسئل به ( 5 ) خبيرا ، و مراد به « خبير » خداست ، يعنى او را از او پرس و « با » به معنى « عن » باشد كقول الشّاعر - شعر :
فان نسئلوني بالنّساء فانّني بصير بادواء النّساء طبيب
اى عن النّساء . * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ ) * ، چون اين كافران را گويند سجده كنى خداى را ، * ( قالُوا وَمَا الرَّحْمنُ ) * ، گويند : رحمان چه باشد ؟ كافران گفتند : ما رحمان كذّاب يمامه ( 6 ) را شناسيم ، يعنى مسيلمه را كه او لقب خود رحمان ( 7 ) كرده بود . حمزه و كسائى « لما يأمرنا » ، به « يا » خواندند بر خبر مغايبه ، يعنى رحمان ( 8 ) براى [ آن كه ] ( 9 ) او مىفرمايد يعنى خدا . و باقى قرّاء به « تا » ى خطاب خواندند ( 10 ) ، يعنى تو مىفرمايى ما را اى محمّد . * ( وَزادَهُمْ نُفُوراً ) * ، و اين گفتار ( 11 ) ايشان را بيفزود نفور از دين . گفتند : سفيان ثورى چون اين آيت خواندى ، سر بر آسمان داشتى و گفتي : الهي زادتي لك خضوعا ما زاد اعداك نفورا ، بار خدايا ! آنچه دشمنان ( 12 ) تو را نفور فزود ، مرا خضوع و فروتنى فزود . * ( تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً ) * ، متعالى است و باقى است ، آن خداى است ( 13 ) كه در آسمان برجها كرد ، و آن دوازده برج است : حمل ، و ثور ، و جوزاء ، و
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، مش : كليهما . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : رفت . ( 9 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها به . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : عنه . ( 6 ) . اساس : امامه ، به قياس با ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 8 - 7 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : رحمن . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : به « تا » خواندند خطاب را . ( 11 ) . آط ، آب ، آز ، مش تو . ( 12 ) . اساس آنچه ، كه با توجّه به نسخه بدلها و معنى عبارت زائد مىنمايد . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 278 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي