مىكنم تو را و سوگند مىدهم بر تو به خداى - عزّ و جلّ - كه اگر تو در حيات باشى اين تيمار بدارى و فاطمه را تنها رها نكنى .
رسول - عليه السّلام - بگريست و او را دعا [ كرد و ] ( 1 ) گفت :
اللَّهمّ استر اسماء و احفظها في ليلها و نهارها و استرها في دنياها و آخرتها و اقض لها حاجاتها .
آنگه گفت : يا اسماء ! نكو انديشه كردهاى ، سه روز تا هفتهاى ( 2 ) بر او باش تا او تنها نماند ( 3 ) .
چون رسول برفت فاطمه از شرم چراغ بنشاند . اسماء گفت : چندان ( 4 ) نور از روى فاطمه بتافت تا ( 5 ) خانه روشن شد .
على گفت : من در روى فاطمه نگريدم ، مرا هيبتى بگرفت براى آن كه فاطمه - عليها السّلام - نيك نيك ماننده بود به رسول - عليه السّلام - به روى و قامت و رفتن و گفتن و شمايل و اشارات . گفت : به گوشهء خانه بنشستم ساعتى . اسماء گفت كه ، على گفت ( 6 ) : يا بنت رسول اللَّه ! مرا وردى است دستور باشى ( 7 ) تا آن ورد بگزارم ( 8 ) ؟
فاطمه گفت : صواب باشد ، و او نيز برخاست ( 9 ) و در پى او ايستاد ( 10 ) و نماز مىكرد ( 11 ) تا صبح بر آمد .
چون روز شد ، رسول - عليه السّلام - بيامد و در بزد در بزدنى ( 12 ) برفق ، و گفت :
السّلام عليكم ء ادخل رحمكم اللَّه .
اسماء گفت : بجستم و در بگشادم ، و ايشان از نزد ( 13 ) بامداد در زير گليمى بودند . چون رسول در آمد ، خواستند تا برخيزند . رسول سوگند داد بر ايشان كه بر حال خود باشى . آنگه بيامد و بر سر اينان ( 14 ) ايشان بنشست ، و پايها در ميان ايشان كرد ، يك پاى على در بر گرفت و يك پايش فاطمه . آنگه
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آل : يا هفته ، مش : يا يك هفته .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : نباشد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : چندانى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كه .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها فاطمه را .
( 7 ) . آج ، لب : باشد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : بگذارم .
( 9 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش : برخواست .
( 10 ) . آب ، آز ، مش : بايستاد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : مىكردند .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : در زدنى ، آط : زدنى .
( 13 ) . كذا در اساس ، همهء نسخه بدلها : از خنكاى ، چاپ شعرانى ( 8 / 305 ) : از هنگام .
( 14 ) . ضبط اساس دقيقا بدين صورت است : « سرانئان » ، همهء نسخه بدلها : بالين ، سرين در فرهنگها به معنى چيزى مانند « بالش » هست ، آيا سراينان همان سرينان است ؟