و ننصر الَّدين بأسيافنا
و نقمع الكفر و نخزيه
صويحباتى فاسمعوا ( 1 ) قولي ( 2 )
اقولها للَّه ( 3 ) ارضيه
و ارتجى العزّ بافضاله
من خالق الخلق و منشيه
فنحن مع بنت نبىّ الهدى
ذى شرف ( 4 ) قد مكنت فيه
في ذروة شامخة اصلها
فما ارى شيئا يدانيه
آنگه تكبير كرد ، و زنان با او تكبير كردند .
چون به در سراى رسيدند مردان برگشتند و زنان در سراى ( 5 ) شدند و اشعار مىخواندند و دست مىزدند ، و رسول - عليه السّلام - در سراى ديگر شد و على به مسجد بود . رسول كس فرستاد و او را بخواند . او پيش رسول آمد سر در پيش افگنده از فرط حيا .
رسول - عليه السّلام - او را بر خود بنشاند ، و امّ ايمن را گفت : برو و فاطمه را بيار .
او بيامد و گفت ( 6 ) : اجيبي رسول اللَّه ، رسول خداى را اجابت كن . او گفت : بر رسول كيست ؟ گفت : على ( 7 ) . بگريست ، گفت : و احيائى ! چگونه آيم پيش رسول و مردى ديگر با اوست ! من گفتم ( 8 ) : جان من فداى تو باد ! او از تو بيگانه نيست ، شوهر و پسر عمّ توست و نزديكترين مردمان است ( 9 ) به نسب و سبب .
آنگه دست او را گرفت و او را مىآورد ( 10 ) شرم زده . چون پيش رسول آمد ، رسول بگريست و او را بر ران راست خود نشاند ( 11 ) و او را در بر گرفت و گفت : جان پدر مگرى كه اوان فرح است ( 12 ) . آنگه دست على گرفت و دست فاطمه در دست او نهاد ، گفت : بگير كه تو سزاوارترى به او ، و
و نعم الختن و نعم الاخ و نعم الصّاحب [ انت ] ( 13 ) ،
و تو نيك داماد و برادر و رفيقى مرا .
هامش
( 1 ) . مش : و اسمعوا ، چاپ شعرانى ( 8 / 302 ) : اسمعوا .
( 2 ) . چاپ شعرانى ( 8 / 302 ) : قولتى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : الله و .
( 4 ) . اساس : الشرف ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 5 ) . مش على .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها يا فاطمه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ام ايمن گفت .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها به تو .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : او مىآمد .
( 11 ) . مش : بنشاند .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : كه اين وقت شادى است .
( 13 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .