آنگه على را گفت :
يا ابا الحسن نعم الزّوج زوجتك ،
نيك زن است زن تو ، و اين از جملهء حور العين است ، چه اين ( 1 ) از ميوهء بهشت آفريده است با او مدارا كن .
فانّها بضعة منّي يسوؤني ( 2 ) ما ساءها و يسرّنى ما سرّها و انّ اللَّه تعالى يغضب بغضبها ( 3 ) و يرضى برضاها ( 4 ) ،
او پاره از اندام من است آنچه او را دژم ( 5 ) بكند مرا دژم ( 6 ) بكند و آنچه او را خرّم ( 7 ) بكند مرا خرّم بكند ، و خداى - عزّ و جلّ - از خشم او خشم گيرد و از رضاى او راضى شود .
آنگه گفت : يا ابا الحسن ( 8 ) ! نبايد كه من فردا تو را بينم و بر تو اثر عرس نبينم و بر تو اثر عرس نباشد ( 9 ) . فاطمه گفت ( 10 ) : يا رسول اللَّه ! من شرم دارم از اسماء كه او مدّتى است تا خدمت ( 11 ) مىكند و من نتوانم خدمت كردن ، براى من خادمهاى فرماى . رسول - عليه السّلام - گفت : خادمهاى خواهى يا چيزى كه از خادمه بهتر باشد ؟ گفت : و آن چيست يا رسول اللَّه ؟ گفت : آن كه به عقب هر نمازى سى و چهار بار تكبير كنى ، و سى و سه بار تسبيح ، و سى و سه بار تحميد ، اين بر زبان صد است و در ترازو هزار .
يا فاطمه ! هيچ كس نباشد كه هر بامداد و شبنگاه ( 12 ) اين تسبيح بكند و الَّا خداى تعالى او را مهمّات دنيايى و آخرتى ( 13 ) كفايت كند .
آنگه رسول - عليه السّلام - اسماء را گفت : تو نيز بسلامت باز گرد -
جزاك اللَّه خيرا ( 14 ) .
اسماء بازگشت و ايشان تنها ( 15 ) ماندند ( 16 ) و امير المؤمنين ( 17 ) به فرمان و اشارت رسول خلوت ساخت با فاطمه ( 18 ) . رسول - عليه السّلام - بر دگر روز در آمد و به ديدار
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها را خداى .
( 2 ) . آط : يسيئنى ، آج ، لب ، آل : يسئنى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : لغضبها .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : لرضاها .
( 6 - 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، آل : اندوهگن ، مش : اندوهگين .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : شاد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : يا على .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : تو را بينم و بر تو اثر عروسى نباشد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز مش عليها السّلام .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها من .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : شبانگاه .
( 13 ) . مش : دنياوى و اخروى .
( 14 ) . مش فى الدّارين خيرا ، و .
( 15 ) . آج ، لب ، آل : بتنها .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : بماندند .
( 17 ) . مش على - عليه الصّلوة و السّلام .
( 18 ) . همهء نسخه بدلها عليها سلام .