ابو حمزه الثّمالىّ گفت : مراد روز آدينه است كه رسول - عليه السّلام - چون بر منبرى شدى و مردى را كارى پيش آمدى از قضاى حاجتى و تجديد وضوى يا رنجى و بيمارى ، از مسجد بيرون نشدى تا برابر رسول آمدى و از او به اشارت دستورى خواستى . رسول - عليه السّلام - او را دستورى دادى تا او برفتى ، حق تعالى گفت : * ( إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَرَسُولِه ) * ، آنان كه از تو دستورى خواهند ايشان باشند كه به خدا و پيغامبر ايمان دارند . آنگه رسول را فرمود كه : از تو دستورى خواهند براى بهرى كارهاى خود ، دستورى ده آنان را كه تو خواهى ، و استغفار كن براى ايشان ، و آمرزش خواه از خداى ايشان را ، كه خداى آمرزنده و بخشاينده است .
قوله تعالى : * ( لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ ) * ، الاية ، مجاهد و قتاده گفتند : معنى آن است كه رسول را - عليه السّلام - چنان مخوانى كه يكديگر را خوانى ، مگويى يا احمد ! و يا محمّد ! و يا ابا القاسم ! بل گويى : يا رسول اللَّه ! يا نبىّ اللَّه ! و بعضى دگر مفسّران گفتند ، معنى آن است كه : حذر كنى از دعاى رسول - عليه السّلام ( 1 ) - چون او را به خشم آورده باشى ، كه دعاى او بر شما نه چنان باشد كه دعا و نفرين شما يكديگر را ، بل دعاى او موجب سخط و عذاب باشد ، و قول اوّل اوليتر است لقوله :
* ( كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً ) * ، و اگر اين معنى خواستى ، گفتى : كدعاء بعضكم على بعض ، براى آن كه اين دعا اهمّ از ( 2 ) دعوت و دعاست كه ما مىخوانيم ( 3 ) يكديگر را ، يقال : دعوت اللَّه لفلان بالخير و عليه بالشّر . * ( قَدْ يَعْلَمُ اللَّه الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً ) * ، خداى تعالى داند آنان را كه فرو خيزند ( 4 ) از ميان شما پوشيده . « لواذا » ، مصدرى است لا من لفظ الفعل در جاى حال اى ملاوذين ، بهرى در پس بهرى پنهان شده . و لواذا ( 5 ) ، لاوذ يلاوذ ملاوذة . و اگر مصدر « لاذ » بودى ، لياذا گفتى ، كالقيام من قام ، و الصّيام من صام .
و گفتند : اين روز حفر خندق بود كه رسول - عليه السّلام صحابه را فرمود تا خندق
هامش
( 1 ) . مش كه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : دعا هم آن .
( 3 ) . مش : مىخواهيم .
( 4 ) . آط : فرخيزند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها مصدر .