لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه ( 1 ) . . . ، نه آن روز بود و نه امروز است ، آن روز خواهد بودن كه رسول - عليه السّلام - گفت :
يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما
، و امّا تبديل خوف به امن معلوم است كه اين بر عموم حاصل نيست مگر در بعضى مواضع ، و اين كه * ( يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ) * پوشيده نيست كه مسلمانى به اضافت با كافرى اندكى است از بسيارى ، پس آيت لايق نيست ( 2 ) و معنى او مطَّرد نيست الَّا به خلافت و امامت مهدى - عليه السّلام - كه رسول - عليه الصّلوة و السّلام - به او بشارت داد ، و امّت بر آن اجماع كردند بر جمله ، و اگر چه در تعيين آن خلاف كردند و رسول - عليه السّلام - گفت :
لو لم يبق من الدّنيا الَّا يوم واحد لطوّل اللَّه ذلك اليوم حتّى يخرج رجل من ولدي يواطى اسمه اسمى و كنيته كنيتي يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما
، گفت : اگر از دنيا نماند الَّا يك روز ، خداى تعالى آن روز را دراز كند تا بيايد مردى از فرزندان من همنام من و هم كنيت من ، زمين پر از عدل و انصاف كند پس از آن كه پر ( 3 ) جور و ظلم باشد . و اين خبر مخالف و مؤالف روايت كردند ، و خلاف در تعيين افتاد ، و نيز اين خبرى است معروف كه رسول - عليه السّلام - گفت : هيچ كس را حلال نيست كه [ جمع كند ] ( 4 ) ميان نام من و كنيت من مگر مهدى امّت را كه او را رواست كه نام من و كنيت من برگيرد ( 5 ) . جابر الجعفىّ روايت كرد از جابر بن عبد اللَّه الانصارى كه او گفت ، چون اين آيت آمد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ( 6 ) . . . ، من گفتم : [ يا رسول اللَّه ] ( 7 ) خداى را و رسول را مىشناسم ( 8 ) ، و طاعت ايشان واجب مىدانم ( 9 ) ، اولو الامر كداماند كه خداى طاعت ايشان با طاعت خود و طاعت تو مقرون بكرد ؟ گفت :
يا جابر هم خلفائي و ائمّة المسلمين بعدي اوّلهم علىّ بن ابي طالب ، ثمّ الحسن ثمّ الحسين ثمّ علىّ بن الحسين ثمّ محمّد بن علىّ المعروف في التّورية بالباقر و ستدركه يا جابر فاذا لقيته فاقرئه ( 10 ) منّى
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 33 .
( 2 ) . اساس : است ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش از .
( 7 - 4 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 5 ) . آل : بردارد .
( 6 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 59 .
( 8 ) . آط ، آب ، آز : مىشناسيم .
( 9 ) . آط ، مش ، مه : مىدانيم .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل : فاقره .