قوله تعالى : * ( حَتَّى إِذا جاءَه ) * ، اى جاء السّراب و اراد موضع السّراب ، براى آن كه سراب هيچ ( 1 ) نباشد الَّا خيالى و گمانى ، از اين جا گفت : * ( لَمْ يَجِدْه شَيْئاً ) * ، هيچ نيابد آن را . * ( وَوَجَدَ اللَّه عِنْدَه ) * ، و خداى ( 2 ) يابد عند آن ، يعنى جزاى خداى يابد آن جا معدّ بر وفق عمل ( 3 ) . و گفتند : خداى را يابد شمار كننده و جزا دهنده . * ( فَوَفَّاه حِسابَه ) * ، شمار او به تمامى بكند كه او سريع الحساب است ، حساب همه خلايق به يك بار بر آرد كه منع نكند او را بعضى از بعضى ، و اين دليل كند بر آن كه خداى تعالى متكلَّم است نه به آلت ، چه اگر متكلَّم بودى به آلت ممكن نبودى او را حساب خلايق كردن در يك وقت ، بل اوقات بسيار حاصل آمدى از او .
[ او ] ( 4 ) * ( كَظُلُماتٍ ) * ، [ گفت ] ( 5 ) : عمل كافر با سراب نماى ماند ( 6 ) يا با تاريكى در درياى قعير ، من لجّة البحر و هى معظمه ( 7 ) . * ( يَغْشاه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه ) * ، كه بپوشد آن را موجى كه از بالاى آن موجى باشد ( 8 ) ، از بالاى آن ابرى باشد ، و اين جمله چون جمع كنند ظلماتى باشد ، و تاريكيها بهرى ( 9 ) بالاى بهرى : يكى ظلمت دريا ، و يكى ظلمت ابر ، و يكى ظلمت موج ، باز عمل كافر را تشبيه كرد با اين سه تاريكى چه كافر را اعتقاد تاريك است و عمل تاريك است و مرجع با او ( 10 ) تاريكى است كه دوزخ است . ابن كثير خواند به روايت نبّال : « سحاب » به رفع و تنوين « ظلمات » جرّ بر بدل من قوله : * ( أَوْ كَظُلُماتٍ ) * . بزّى از او روايت كرد : سحاب ظلمات ، به اضافت ، و باقى قرّاء : سحاب ظلمات ، هر دو به رفع و تنوين . آنگه اين تكا [ ثف ] ( 11 ) ظلمات با آن ماند از طريق مبالغت كه [ اگر ] ( 12 ) دست از آستين بيرون كند ، * ( لَمْ يَكَدْ يَراها ) * ، نزديك آن نبود ( 13 ) كه بيند آن را . گفتند : « يكد » ، صله است ، و معنى آن است : لم يرها ( 14 ) ، و درست نيست
هامش
( 1 ) . اساس فايده ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، زايد مىنمايد .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل را ، مش تعالى را .
( 3 ) . آط ، آب ، آز ، مش : بر وفق عمل معد ، آج ، لب : بر وفق عمل معدود .
( 12 - 11 - 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : يا به سرابهاى ماند .
( 7 ) . آج ، لب : معظم .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بر .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مرجع او با .
( 13 ) . اساس : بود ، با توجّه به نسخه بدلها و فحواى عبارت ، تصحيح شد .
( 14 ) . اساس : يردها ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .