[ 105 - ر ] بدل « واو » است كه عين الفعل بود ، چه اصل اقوم ( 1 ) اقواما ( 2 ) بوده است ، حركت براى حرف علَّت گران داشتند ، از او بر گرفتند دو ساكن جمع شد ، « واو » بيفگندند و بدل او « تا » در آخر كلمه باز آوردند ، و مثله : عدة في وعد ، و زنة في وزن كه اين بدل « واو » است كه فاء الفعل بود ، چون اضافت كردند تا بيفگندند ، چنان كه شاعر گفت - شعر :
انّ الخليط اجدّوا البين و انجردوا
و اخلفوك عد ( 3 ) الامر [ الَّذي ] ( 4 ) وعدوا
اراد عدة الامر ، « ها » بيفگند براى اضافت . * ( وَإِيتاءِ الزَّكاةِ ) * ، و دادن زكات ، يعنى تجارت و بيع منع نكند ايشان را از آن كه نماز به پاى دارند در اوقات خود ( 5 ) ، زكات مال بدهند كه بر ايشان فرض است . عبد اللَّه عبّاس گفت : زكات در آيت اخلاص طاعت است خداى را . مقاتل حيّان گفت : اهل صفّهاند . عبد اللَّه عمر گفت : اين در جماعتى آمد كه در بازار به تجارت مشغول بودندى ، چون بانگ نماز شنيدندى درهاى دكّان ببستندى و به نماز رفتندى . ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
انّ للمساجد ( 6 ) اوتادا الملائكة جلساؤهم ( 7 ) ،
مساجد را ( 8 ) ملازمانى هستند كه فريشتگان همنشينان ايشاناند ، اگر ايشان را نيابند تفقّد و طلب كنند ايشان را ، و اگر به نماز شوند اين فريشتگان به عيادت ايشان شوند ، و اگر در جماعتى باشند يارى دهند ايشان را .
آنگه گفت : جليس مسجد بر سه خصلت بود ( 9 ) : برادرى مستفاد ، يا كلمتى محكم ( 10 ) ، يا رحمتى منتظر . و اصبغ بن نباته روايت كرد از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه او گفت : هر كه به مسجد آمد و شد كند خصلتى يابد ( 11 ) از هشت خصلت :
اخا
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : اقامة .
( 2 ) . لب ، مش : اقاما .
( 3 ) . آب ، آج ، لب ، آل ، مش : على ، آز : عن .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 6 ) . اساس : المساجد ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 7 ) . آط ، آج ، لب ، آل : جلباهم .
( 8 ) . آب ، آز ميخهايى هست يعنى ، آط ، آج ، لب ، آل ، مش صحنهايى هست يعنى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : بر خصلتى بود از سه خصلت .
( 10 ) . آب ، آز ، مش : بحكمه ، آط ، آج ، لب ، آل : كلمهء محكمه .
( 11 ) . آب ، آز : بايد .