نرسد نه در وقت طلوع و نه در وقت غروب ، همچنين مؤمن در حرز است از فتنههايى كه ديگران را به آن ابتلا كردند او از ميان چهار خصلت است : شكر در وقت عطا ، صبر در وقت بلا ، و عدل در وقت حكم ، و صدق در وقت قول . او در ميان مردمان چنان باشد كه زندهاى در ميان مردگان . آنگه گفت : * ( نُورٌ عَلى نُورٍ ) * ، او در ميان پنج نور مىگردد : كلامش نور باشد ، عملش ( 1 ) نور باشد ، و مدخلش نور باشد ، و مخرجش نور باشد ، و مرجعش به روز ( 2 ) قيامت نور باشد .
عبد اللَّه عبّاس گفت : اين مثل نور خداست ، و هدايت او در دل مؤمن كه همچنان كه روغن زيت نزديك باشد كه روشنايى دهد پيش ( 3 ) آتش ، چون آتش به او رسد نورش بر نور زيادت شود ، همچنين دل مؤمن نزديك باشد كه در هدايت آويزد پيش از آن كه علم به او آيد ، چون علم به او آيد هدى بر هدى بيفزايد ، چنان كه گفت : وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً ( 4 ) .
حسن بصرى و عبد الرّحمن بن زيد گفتند : معنى آن است كه ، مثل قرآن در دل مؤمن همچون چراغى ( 5 ) است كه به روشنايى او منتفع شوند و از او چراغها افروزند بى آن كه در او نقصانى بود . مصباح قرآن است ، و آبگينه دل مؤمن است ، و مشكات دهن و زبان اوست ، و درخت مبارك درخت وحى است . * ( يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ ) * ، يعنى نزديك آن است كه حجج قرآن روشن شود پيش از آن كه بر ( 6 ) خوانند چون در آن تأمّل و تفكّر كنند ( 7 ) اين قرآن نور است بر نور ، يعنى در اين قرآن ادلَّه سمعى است بر سرى از ادلَّه و حجج عقل كه پيش آن قرآن است ( 8 ) .
آنگه حق تعالى گفت : اين نور ( 9 ) الطاف و توفيق عزيز است ، به آن كس دهم كه من خواهم ، و لا محال خداى تعالى افعال خود به ( 10 ) مشيّت خود كند جز كه مشيّت او
هامش
( 1 ) . آج ، لب : علمش .
( 2 ) . اساس : بزر ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . مش از آن كه به او رسد .
( 4 ) . سورهء محمّد ( 47 ) آيهء 17 .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : چراغ .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : كند .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : پيش از قرآن هست .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها حسب .