امّا اخبارى كه آمده است در آداب نكاح و زفاف : عايشه ( 1 ) روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت كه : نكاح آشكارا كنى ، و در مسجدها كنى ، و در وقت زفاف رواست تا دف زنى ، و وليمه بكنى ، و اگر همه ( 2 ) گوسپندى ( 3 ) باشد .
معاذ جبل روايت كرد كه : با رسول حاضر بودم به گواه گيران مردى انصارى ( 4 ) .
رسول - عليه السّلام - عقد ببست ، آنگه گفت :
على الالفة و الخير و الطَّير الميمون ،
بر الفت باد و خير و مرغ و فال خجسته ( 5 ) . آنگه گفت : نثارى كنى بر سر صاحبتان ، آنگه سبدها بياوردند در او ميوه ، و در بعضى شكر . رسول - عليه السّلام - بفرمود تا بريختند آن جا ، و از صحابه كس دست بر او ننهاد ، رسول گفت : چه نيكوست حلم ! چيزى بر نمىگيرى و نمىربايى ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ! نه ما را نهى كردى فلان روز از نهب ؟ گفت : بلى نهى كردم از نهب لشكر ، و نهى نكردم از نهب ولايم . آنگه در افتادند از ( 6 ) ميوه و شكر مىربودند ، و رسول - عليه السّلام - همچنين با ما مىربود .
ابو هريره گفت : املاك و وليمه به شب كنى كه در ( 7 ) خجستگى و بركت عظيمتر باشد .
عايشه گفت ( 8 ) : دختركى انصارى در حجرهء من بود و من او را مىپروردم تا به شوهرى داديم . آن شب كه با خانهء شوهر شد - در همسايگى ما - رسول - عليه السّلام - گفت : چرا هيچ آوازى نيست اين جا ( 9 ) و شعر نمىخوانند ؟ كه انصاريان را اين عادت باشد و دوست دارند . و چون خواهد كه عقدى ( 10 ) بندد بر زنى ، مستحب آن است كه :
اوّلا استخاره بكند ( 11 ) ، دو ركعت نماز كند ، و در عقب آن حمد خداى گويد ، آنگه گويد :
اللهمّ [ انّي اريد ان اتزوّج اللهمّ ] ( 12 ) قدّر لي من النّساء اعفّهنّ فرجا و احفظهنّ لي في نفسها و اوسعهنّ رزقا و اعظمهنّ بركة و قدّر لي منها ولدا طيّبا تجعله خلفا
هامش
( 8 - 1 ) . اساس رضى اللَّه عنها .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : به .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : گوسفند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها را عقد ببست .
( 5 ) . آط ، مه : خوجسته .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : آن .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها شب .
( 9 ) . آط ، لب ، آل : آن جا .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : عقد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 12 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .