مجاهد و سدّى گفتند : اين « استيناس » ، تنحنح و تنخّم است . زينب گفت - زن عبد اللَّه مسعود : [ كه عبد اللَّه مسعود چون ] ( 1 ) خواستى كه در سراى آيد ، گلو پاك كردى و آواز كردى [ 97 - پ ] كه معلوم شدى كه او در سراى خواهد آمدن ، آنگه در آمدى .
ابو ايّوب انصارى گفت : ما رسول را - عليه السّلام - پرسيديم كه : خداى به اين « استيناس » چه خواست ( 2 ) كه گفت : * ( حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا ) * ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : آن كه مرد ( 3 ) چون به در سراى رسد ، تسبيح و تهليلى كند و تنحنحى كه اهل سراى آگاه شوند از آن كه او در سراى خواهد رفتن . بر اين اقوال « استيناس » طلب انس باشد ، و « سين » استفعال ، طلب را باشد كالاستفهام و الاستعلاء . و خليل احمد گفت : معنى استيناس ، استفعال است من الإيناس و هى ( 4 ) الإبصار ، من قوله : إِنِّي آنَسْتُ ناراً ( 5 ) . . . ،
اى ابصرتها ، و معنى آن است كه بنگرد تا كس آن جاست ، و مراد ( 6 ) نه آن است كه در سراى نگرد پيش ( 7 ) اعلام و استيذان ، انّما مراد آن است كه به نوعى اختبار ( 8 ) اعتبار ( 9 ) كند تا خود كسى است ( 10 ) آن جا ، اگر كس ( 11 ) نباشد او تكليف استيذان و استيناس نكند ، قال و هو من قول العرب : اذهب فاستأنس هل ترى احدا ، اى انظر ، به اين تأويل كه گفتيم براى آن كه ابو هريره روايت كرد از رسول - عليه السّلام كه - رسول - عليه السّلام - گفت :
من اطَّلع في بيت به غير اذنهم فقد حلّ لهم ان يفقأوا عينه
، گفت : هر كس كه او در سراى كسى نگرد بى دستورى ، ايشان اگر چيزى بر چشم او زنند و چشمش تباه كنند ، بر ايشان قصاص نباشد ، و نيز نه ديت .
سهل بن سعد گفت : مردى در بعضى حجرات رسول نگريد ، رسول - عليه السّلام - به در آمد ، قضيبى سر تيز به دست ، [ گفت ] ( 12 ) اگر دانستمى كه تو در حجرهء من
هامش
( 12 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، مش گفت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مردى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بمعنى .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 10 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها از اين .
( 7 ) . آل از .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : اختبارى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : اعتبارى .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : هست .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : تا اگر كسى .