تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نگريدى به سوراخ در ، اين ( 1 ) قضيب در چشمت زدمى . انّما الاستيذان من النّظر ، دستورى خواستن براى نظر مىبايد . عطاء بن يسار گفت : مردى رسول را - عليه السّلام - گفت : يا رسول اللَّه ! مرا مادرى است ، چون در نزديك او خواهم شدن دستورى خواهم ؟ گفت : بلى . [ گفت ] ( 2 ) : خدمت او مرا بايد كردن ، و هر روز چند بار بر او بايد رفتن مرا ، به هر نوبت دستورى خواهم ؟ گفت : آرى . آنگه گفت : شايد تو را كه در روى و او را برهنه بينى ؟ گفت : نه . گفت ( 3 ) : دستورى بخواه . و در خبر است كه : ابو موسى اشعرى به ( 4 ) در سراى عمر خطَّاب آمد و تعلَّل بكرد ( 5 ) و سلام بكرد و دستورى خواست سه بار ، جوابش ندادند به جوابى كه معنى او توقّف بود . برفت . عمر كس فرستاد و او را باز خواند ، گفت : چرا توقّف نكردى ؟ گفت : براى آن كه از رسول شنيدم كه : چون سه بار دستورى خواهى ، و دستورى ندهند برگردى . گفت : اگر كسى را به يارى كه با تو اين شنيده باشد و الَّا تو را عقوبت كنم . او برفت و يكى را از صحابه بياورد كه با او آن حديث شنيده بود تا گواهى داد تا عمر دست از او بداشت . * ( ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ ) * ، اشارت است به استيذان و تسليم ، گفت : اين معنى كار بستن و دستورى خواستن و استيناس كردن بهتر باشد ( 6 ) . آنگه گفت : * ( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * ، يعنى اين بيان و تعليم و توقيف و تأديب براى آن است تا باشد كه شما متذكّر شوى و انديشه كنى . آنگه گفت : * ( فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها ) * ، اگر چنان باشد كه در آن خانه‌ها كسى را نيابى و در او كس نباشد ، در آن جا مشوى تا دستورى دهند شما را ، چه اگر در آن جا شوى و كس نباشد ، به دزدى متّهم شوى ، و اگر چيزى مفقود شود از آن جا تهمت بر شما نهند ، و وهم به شما برند . * ( وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا ) * ، و اگر شما را گويند باز گردى ، همچنان كنى و بازگردى . * ( هُوَ أَزْكى لَكُمْ ) * ، كه آن پاكيزه‌تر
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : به سوراخ ، به اين . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها پس . ( 4 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : نكرد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بهتر است شما را .