دستهايشان ، يا پسروان ( 1 ) جز ( 2 ) خداوندان حاجت ( 3 ) از مردان ، يا طفل آن كه آشكارا نكنند ( 4 ) بر عورتهاى زنان ، و نزنند به پايها [ ى خويش ] ( 5 ) تا بدانند آنچه پوشيده دارند از زينت ايشان ، و توبه كنى با خداى جملهاى مؤمنان تا همانا ( 6 ) ظفريابى .
به شوهر دهى بيوگان را از شما و از نيكان از بندگان شما و پرستاران شما اگر باشند درويش توانگر ( 7 ) كند ايشان را خداى از روزى او ( 8 ) ، و خداى فراخ عطا و داناست .
[ 96 - ر ]
و بگو تا عفّت ( 9 ) كنند آنان كه نيابند نكاحى تا مستغنى كند ايشان را خداى از روزيش ( 10 ) و آنان كه طلب مكاتبه ( 11 ) كنند از آنان كه ( 12 ) مالك باشند دستهاى شما ، كتابت كنى ايشان را اگر دانى در ايشان خيرى ، و بدهى ايشان را از مال خداى آن كه داد شما را ، و اكراه مكنى پرستارانتان را بر زنا اگر خواهند پارسايى . تا طلب كنى مال ( 13 ) زندگانى دنيا ، و هر كه اكراه كند [ ايشان را ] ( 14 ) ، بدرستى كه خداى از پس اكراه ايشان آمرزنده و بخشاينده است .
بدرستى كه فرو فرستاديم به شما آياتى روشن و مثلى [ از آنان ] ( 15 ) كه گذشتهاند از پيش شما ، و پندى پرهيزگاران را .
هامش
( 1 ) . مش : پيروان .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : نه .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : شهوت .
( 4 ) . آط ، آب ، مش : مطَّلع نباشند .
( 15 - 14 - 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : تا مگر شما .
( 7 ) . آب ، آج ، لب ، آل ، مش : توانگر .
( 8 ) . آط : فضل خويش ، آب ، آج ، لب ، مش : فضل خود .
( 9 ) . اساس : عفو ، با توجّه به آط ، تصحيح شد .
( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : فضل خويش .
( 11 ) . آج ، لب ، آل : مكاتب .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش : از آنچه .
( 13 ) . مش اندكى .