ان يشهد اربع شهادات باللَّه .
قوله : * ( وَالْخامِسَةَ ) * ، اى الشّهادة الخامسة . جملهء قرّاء مرفوع خواندند به ابتدا و خبر او « انّ » و ما بعدها باشد ، مگر حفص كه او خواند عن عاصم : و الخامسة ، بالنّصب على تقدير ! و يشهد الشّهادة الخامسة . نافع و يعقوب خواندند : « ان لعنة اللَّه » و : « ان غضب اللَّه » به تخفيف هر دو « نون » و رفع ما بعدهما بر آن كه « ان » مخفّفه باشد از ثقيله ، و باقى قرّاء به تشديد « انّ » ( 1 ) هر دو موضع ، و نصب ما بعدهما كه اين حرف تا مشدّد بود عمل نصب كند ، چون ( 2 ) تخفيف كنند او را عملش باطل شود .
و نافع تنها خواند : و الخامسة ان غضب اللَّه عليها ، به تخفيف « نون » « ان » بر ( 3 ) فعل ماضى ، و رفع « اللَّه » ، و باقى ( 4 ) بر مصدر مضاف الى اسم اللَّه تعالى ، و جرّ « اللَّه » به اضافت . اين اختلاف قرّاء است در آيت .
امّا معنى آيت و سبب نزول او ، عكرمه روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه چون خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ) * - الاية ، سعد عباده گفت : يا رسول اللَّه ! اگر من از در خانه ( 5 ) در روم و مردى را يابم بر شكم زن ( 6 ) خفته يا در ميان ران او شده بنه جنبانم او را و بنرنجانم تا بروم و چهار گواه بيارم ، چون به طلب چهار گواه روم ( 7 ) او پرداخته باشد و رفته ، اگر آنچه ديده باشم بگويم هشتاد تازيانه بر من زنند ، اين عجب حكمى است ! رسول - عليه السّلام - گفت :
يا معشر الانصار
! نمىشنوى ( 8 ) كه سيّدتان ( 9 ) چه مىگويد ! گفتند : يا رسول اللَّه ! او را ملامت مكن كه او مردى غيور است و هرگز هيچ زن نكرده است الَّا بكر ، و هيچ زن را طلاق ندهد كه كس او را به زنى يا رد كردن ( 10 ) . سعد عباده گفت : تن و جان من فداى تو باد يا رسول اللَّه ! من مىدانم كه اين حقّ است ، و از
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها در .
( 2 ) . آب ، آز به .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : و .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها قرّاء .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها خود .
( 6 ) . مش خود .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آب : شوم .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : مىشنوى ، مش : بشنويد .
( 9 ) . اساس : شبان ، به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها و مراجع تفسير ، تصحيح شد .
( 10 ) . آج ، لب : كند .