برخيز و بر ايشان سلام كن ، برخاست ( 1 ) و سلام كرد ، جواب ندادند . و عمر نيز سلام كرد ، جواب ندادند و سلمان و أبو ذر سلام كردند ، نيز جواب ندادند . امير المؤمنين على بر ( 2 ) خاست ( 3 ) و به در غار فراز شد و گفت : السّلام عليكم ايّها الفتية . گفتند : و عليك السّلام و رحمة اللَّه ( 4 ) . گفت : من رسول رسول خدايم - محمّد مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و على آله - به شما . دعوت مىكنم شما را با او و با دين مسلمانى . گفتند : مرحبا به و بك امنّا و صدّقنا ، گفت : رسول خداى شما را سلام مىكند . گفتند : على محمّد رسول اللَّه السّلام ما دامت السّموات و الارض و عليك بما بلَّغت . آنگه گفتند : رسول خداى را از ما سلام كن و درود ده كه ما با خوابگاه خود رفتيم تا آنگه كه مهدى از اهل بيت محمّد خروج كند و ما در زمرهء او باشيم . امير المؤمنين گفت : چرا جواب ايشان ندادى ؟ گفتند : ما را گفتهاند كه : جواب ندهيم الَّا پيغامبرى را يا وصىّ پيغامبرى را . آنگه گفتند : ما با خوابگاه خود رفتيم و تو را وداع مىكنيم . امير المؤمنين باد را گفت : بساط بردار . باد بساط برداشت و با مسجد رسول آورد و جبريل آمد و رسول را خبر داد به آنچه رفت ميان ايشان . رسول - عليه السّلام - على را گفت : يا على من گويم يا تو گوى ؟ گفت : يا رسول اللَّه آن نكوتر كه تو گوى . رسول - عليه السّلام - ايشان را خبر داد به آنچه رفته بود ( 5 ) ، فذلك قوله : * ( إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ ) * ، ياد كن اى محمّد چون آن جوانمردان با غار شدند .
سدير ( 6 ) الصيرفىّ روايت كرد از باقر - عليه السّلام - كه او گفت : اصحاب الكهف صيرفيان ( 7 ) بودند . يقال : اوى اليه يأوي ، اذا انضمّ اليه و صار اليه و اويته الىّ ، اى ضممته الىّ . و « كهف » ، شكافى باشد در كوه ، و جمعه كهوف . گفتند : نام آن غار جبرم بود . * ( فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ) * ، گفتند : بر خدا بده ما را از نزديك تو و از خزاين رحمت تو رحمتى ، * ( وَهَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ) * ، و بساز ما را از كار ما رشدى و صلاحى . عبد اللَّه عبّاس گفت ، معنى آن است كه : با ما الطافى كن كه عند آن طلب رضاى تو كنيم ، و به روايتى دگر هم از او * ( رَشَداً ) * ، اى مخرجا من الكهف [ 157 - ر ] ، ما را به سلامت از اين غار بيرون بر . و گفتند : * ( رَشَداً ) * ، اى صوابا . و الرّشد
هامش
( 3 - 1 ) . آب ، آز ، آج ، لب : برخواست .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل پاى .
( 4 ) . قم و بركاته .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل ميان ايشان .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : سديد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : صيارفيان .