چون نعمت كنيم بر آدمى ، برگردد و دور كند جانب خود چون به او رسد بدى ، باشد نوميد .
[ 145 - پ ]
بگو همه كس كار كند بر خوى خود ، خداى شما داناتر است به آن كه او راه يافتهتر است .
مىپرسند تو را از روح ، بگو كه روح از فرمان خداى من است و ندادند ( 1 ) شما را از علم مگر اندكى .
و اگر خواهيم ببريم آنچه ( 2 ) وحى كرديم به تو ، پس نيابى تو را به آن بر ما وكيلى .
مگر بخشايشى از خداى تو كه فضل او بر تو بزرگ بوده است .
بگو اگر گرد آيند انسيان ( 3 ) و جنّيان ( 4 ) بر آن كه بيارند مانند اين قرآن ، نيارند مانند ( 5 ) آن ، و اگر باشد بهرى بهرى را پشت .
بگردانيديم براى مردمان در اين قرآن از هر مثلى ، سر باز زدند ( 6 ) بيشترين مردمان مگر كفران نعمت .
گفتند : باور نداريم تو را ، تا برآرى ( 7 ) براى ما از زمين چشمهاى .
يا باشد تو را بستانى ( 8 ) از درختان خرما و انگور . برانى ( 9 ) جويها ميان آن راندنى ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، مل ، آج ، لب : نداديم ، قم : نه دادند .
( 2 ) . قم ، آط ، آب ، آج ، لب : به آنچه .
( 3 ) . قم ، مل : آدميان ، آط ، آب : آدمى .
( 4 ) . قم ، مل : پريان ، آط ، آب ، آج ، لب : پرى .
( 5 ) . قم : به مانند .
( 6 ) . قم ، مل : سر بازدند / سر باز زدند با ادغام دو حرف همجنس در يكديگر .
( 7 ) . قم : روان كنى .
( 8 ) . قم : بهشتى .
( 9 ) . قم : بر آرى .
( 10 ) . قم : روان كردنى .