امّا آن دو مرد ( 1 ) را كه ديدى كه سر او به سنگ [ 136 - پ ] مىشكستند : او مردى است كه قرآن داند ( 2 ) و به نماز فريضه تقصير كند . و آن مرد را كه ديدى كه به كلَّوب ( 3 ) گوشت از روى او مىگرفتند ( 4 ) و دهن او مىدريدند ( 5 ) ، او مردى است كه از خانه بيرون آيد ، دروغى گويد ( 6 ) كه به آفاق عالم برسد . و امّا آن زنان و مردان برهنه كه در شكل آن تنور ديدى ، ايشان زنا كنندگاناند . امّا آن مرد را كه ديدى كه سنگ در دهن او مىنهادند ، او ربا خوار است . و امّا آن مرد كريه المنظر كه آتش مىافراخت ( 7 ) او مالك است - خازن دوزخ . و امّا آن مرد پير دراز بالا كه در بن ( 8 ) آن درخت نشسته بود ، آن ابراهيم ( 9 ) خليل است و آن كودكان كه گرد او در بودند ، آن هر كودكى است ( 10 ) كه بر فطرت اسلام وفات به او برسيد ( 11 ) . و امّا آن قوم كه يك نيمهء ايشان نكو بود و يك نيمه زشت ، ايشان جماعتىاند كه خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً . . . ( 12 ) ، هم طاعت كردهاند و هم معصيت . و آن جوى كه ايشان در آن جا رفتند و پاكيزه برآمدند ، آن توبه است . و امّا آن روضه كه ديدى ، بهشت عدن است . و آن شهرستان كه ديدى ، سراى شهيدان است . آنگه مرا گفتند : بر بالا نگر . بر نگرديدم ، كوشكى ديدم مانند ابرى سپيد . گفتم : اين چيست ؟ گفتند : آن ( 13 ) جاى تو است ، و من جبريلام ، و او ميكايل ( 14 ) است . گفتم :
بارك اللَّه فيكما ،
پس رها كنى تا من به ( 15 ) جاى خود روم . گفتند : وقت نيست ، چه تو را در دنيا عملى مانده است كه تمام نكردهاى ، چون كنى خود به اين ( 16 ) جا رسى ( 17 ) . اين قولى است از عبد اللَّه عبّاس و جماعتى مفسّران .
و قولى ديگر از او به روايت علىّ بن طلحه آن است كه آن خواب بود كه رسول
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : اين مرد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم ومل : مىداند .
( 3 ) . مل : كلَّاب .
( 4 ) . قم : بر مىگرفتند ، آط ، آب ، آج ، لب : فرود مىگرفتند .
( 5 ) . قم : و در دهن او مىنهادند .
( 6 ) . مل : كه خيانت كند و دروغ كند ، لب : دروغ مىگويد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : مىافروخت .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : زير .
( 9 ) . اساس : ابرهيم .
( 10 ) . مل : آن هر دو كودكى است ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : كودكانىاند .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : يافتهاند ، آب ، آز : به ايشان رسيده است .
( 12 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 102 .
( 13 ) . قم ، آط ، آب : اين ، مل : خانهء تو است .
( 14 ) . آب ، مل ، آز ، آج ، لب : جبرئيلم و او ميكائيل .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : با .
( 16 ) . آب ، آج ، لب : آن جا .
( 17 ) . مل آن را تمام كرده باشى .