تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
پادشاهى است ( 1 ) كه از پس او باشد بتر از او ، و رانها ( 2 ) كه از آهن بود ، ديگرى ( 3 ) باشد پس از او و فروتر از او ، و پايهاش ( 4 ) كه از گل كوز گران ( 5 ) بود پادشاهى باشد ضعيف و او باز پسين ( 6 ) ايشان بود ، و امّا آن سنگ كه از آسمان بيامد و بر او آمد و او را بشكست ( 7 ) و آنگه بزرگ شد ( 8 ) تا همهء زمين بگرفت ، پيغامبرى باشد كه خداى تعالى او را بفرستد در آخر زمان ( 9 ) كه ملك و ملَّت او از شرق تا غرب ( 10 ) برسد ، و امّا آن درخت كه ديدى ( 11 ) مرغان بر شاخهاى او و سباع در زير او ، و آن كه فرمودند كه ( 12 ) آن درخت بزن ، تعبير ( 13 ) او آن است كه : خداى تو را به مسخ ( 14 ) با مرغى كند كه كركس باشد ، كه پادشاه مرغان است . آنگه خدايت ( 15 ) با شيرى كند كه پادشاه سباع است ، آنگهت مسخ ( 16 ) كند با گاوى كه قويترين دوابّ است . هفت سال همچنين در اين باشى و دلت داند آنچه بر تو مىرود ، تا بدانى كه ملك آسمان و زمين خداى راست و او قاهر است هر چيز ( 17 ) را كه دون اوست ، و آنچه ديدى كه اصل درخت بر جاى بماند ملك تو باشد كه بر جاى باشد ( 18 ) ، بس ( 19 ) بر نيامد ( 20 ) اين حديث تا گبران ( 21 ) حسد بردند بر دانيال و تقريب ( 22 ) بخت نصّر او را به خود . بيامدند و گفتند : يا ملك ( 23 ) دانيال را چنين مقرّب مىدارى و او ( 24 ) خداى را ( 25 ) پرستد و ذبيحهء شما نخورد و دين شما ندارد . او و اصحاب او بخت نصّر كس فرستاد و او را حاضر كرد و گفت : مرا
هامش
( 1 ) . مل : باشد . ( 2 ) . آب ، آز : رانهايش . ( 3 ) . آز : ديگرى . ( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج : پايها ، لب : پايهاى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كوزه گران . ( 6 ) . قم : باز پس . ( 7 ) . قم ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب : پست كرد ، آط : به پست كرد . ( 8 ) . آط ، آج ، لب : مىشد . ( 9 ) . آط ، آز : آخر الزّمان . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : تا به غرب . ( 11 ) . آب : ديديدى . ( 12 ) . مل ، افزوده : درختان بجنبانند و مرغان را و سباع را از وى دور كنند . ( 13 ) . آز : تفسير . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : مسخ . ( 15 ) . قم : مسخ ، ديگر نسخه بدلها : به مسخ . ( 16 ) . مل : به مسخ ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : مسخت . ( 17 ) . آط ، لب ، آج : همه چيزى . ( 18 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : بماند . ( 19 ) . آب ، آز : بسى . ( 20 ) . قم ، آط ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب به . ( 21 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : گبركان . ( 22 ) . قم ، آب ، آز : تقرب ، آط ، آج ، لب : قربت . ( 23 ) . همهء نسخه بدلها تو . ( 24 ) . آب ، آز : او را . ( 25 ) . مل : خداى مىپرستد .