تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
در جوى ( 1 ) ديگر ( 2 ) [ 114 - پ ] شدند و از آن جوى غسل كردند . الوان ايشان نيك نيك صافى شد . بيامدند و با نزديك اصحاب خود آمدند . من گفتم : يا جبريل ! اين مرد كيست و اينان كه‌اند پيرامن او و اين جويها چيست ؟ گفت : اين پدر تو است ابراهيم ( 3 ) خليل - عليه السّلام - و او اوّل كسى است كه بر زمين پير شد . اما اين جماعت كه روى ايشان سپيد است ( 4 ) و صافى آناناند كه : آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ . . . ( 5 ) ، كه ايمان آوردند و ايمان خود به ظلم و فسق ( 6 ) پوشيده نكردند و امّا آنان ( 7 ) كه در الوان ايشان چيزى ( 8 ) بود ، آناناند كه خلَّطوا عملا صالحا و آخر سيّئا ، عمل صالح با عمل بدر بر آميختند آنگه ( 9 ) توبه كردند . خداى تعالى توبهء ايشان قبول كرد . و امّا اين جويهاى سه گانه : يكى رحمت خداست و يكى نعمت او و يكى شراب طهور . و ابراهيم ( 10 ) - عليه السّلام - پشت به خانه باز داده بود ، گفتم : يا جبريل ! اين خانه چيست ؟ گفت : بيت المعمور است كه هر روز هفتاد هزار فريشته در او شود تا قيامت نوبت با اوّلينان ( 11 ) نرسد . از آن جا برفتيم ( 12 ) تا به سدرهء منتهى رسيديم ، درختى ديدم بر او برگهايى بود هر برگى چندان كه دنيا و اهل دنيا را سايه كند و بر او برى بود و ميوه‌اى چون نبق ( 13 ) به بزرگى چندان كه ( 14 ) تلهاى ( 15 ) هجر ، از بن ( 16 ) آن درخت چهار چشمه بيرون مىآمد ( 17 ) دو ظاهر و دو پنهان ، اما ( 18 ) دو ظاهر : نيل بود و فرات و آن دو جوى پنهان به بهشت مىرفت و از اصل ( 19 ) چهار جوى به در مىآمد از آب و شير و مى و انگبين ، و هى قوله تعالى : مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ ( 20 ) - الآيه . و اين درخت بر حدّ آسمان هفتم است از جانب بهشت و شاخهاى آن در زير كرسى است .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : جويى . ( 2 ) . قم ، مل : دگر . ( 3 ) . اساس ، قم ، آط ، آب ، آز : ابرهيم . ( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : شد . ( 5 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 82 . ( 6 ) . قم ، آب ، آط ، آج ، لب مخلَّط ، مل ، آز مختلط . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : اينان . ( 8 ) . قم : كدورتى . ( 9 ) . مل : آنگاه . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : ابرهيم . ( 11 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به اوّلينان . ( 12 ) . قم : برفتم . ( 13 ) . لب : طبق . ( 14 ) . قم : چون ، آط ، آج ، لب : چند . ( 15 ) . آط ، آج ، لب : قلَّه‌ها . ( 16 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : زير . ( 17 ) . آز : مىآيد . ( 18 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب ، مل آن . ( 19 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 20 ) . سورهء محمد ( 47 ) آيهء 15 .