تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
آسمان و زمين كس نباشد كه تسبيح و عبادت او برابر تسبيح و عبادت من باشد . حق تعالى گفت : مرا بنده‌اى است كه تسبيح و عبادت او و ثواب تسبيح او بيش از تسبيح و ثواب ( 1 ) تو است گفت : بار خدايا دستور باش تا من به زمين روم و او را ببينم . حق تعالى او را دستور ( 2 ) داد ، و بيامد ( 3 ) بر آن ( 4 ) بنده موكّل بود سه شبان روز ( 5 ) او را يافت كه جز فرايض نمىكرد ( 6 ) جز كه به عقب ( 7 ) فرايض كلماتى مىگفت ، گفت : بار خدايا من نمىبينم كه او عبادتى ( 8 ) گران مىكند ، گفت : بلى او در تعقيب ( 9 ) نماز كلماتى مىگويد كه آن بليغتر از تسبيح تو است و آن كلمات اين است : سبحان اللَّه كلَّما ( 10 ) سبّح اللَّه شىء و كما يحبّ اللَّه ان يسبّح و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله . و الحمد للَّه كلَّما حمد اللَّه شىء و كما يحبّ اللَّه ان يحمد و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله و لا إله الَّا اللَّه كلَّما هلَّل اللَّه شىء و كما يحبّ اللَّه ان يهلَّل و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله [ 114 - ر ] و اللَّه اكبر كلَّما كبّر ( 11 ) اللَّه شىء و كما يحبّ اللَّه ان يكبّر و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله . اين كلمات در باب تسبيح و تهليل ( 12 ) از گفتار و تسبيح تو بليغتر است . رجعنا الى سياقة الحديث . گفت : از آن جا بگذشتم برسيدم ( 13 ) به مردى تمام خلق نكو ( 14 ) صورت داد در او هيچ ضعفى و نقصانى نبود ، چنان كه در مردمان تمام سال باشد . بر دست راست او درى بود از آن جا بوى خوش مىدميد ( 15 ) و بر دست چپ او درى بود از آن جا بوى كريه مىآمد هر گه ( 16 ) با دست راست نگريدى با آن ( 17 ) در شادمانه شدى و بخنديدى و چون ( 18 ) با دست چپ نگريدى دلتنگ شدى ( 19 ) و بگريستى . گفتم : اى
هامش
( 1 ) . قم : عبادت . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل : دستورى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : او بيامد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بر اين . ( 5 ) . قم : سه شبان ، ديگر نسخه بدلها شبانه روز . ( 6 ) . قم ، آط ، آب ، آز : نمىگزارد ، آج ، لب : نمىگذارد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : در تعقيب . ( 8 ) . آز ، آج ، لب : عبادت . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : عقب . ( 10 ) . آج ، لب : كما . ( 11 ) . آج ، لب : اكبر . ( 12 ) . قم : ندارد . ( 13 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : بگذشتيم پرسيديم . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل : نيكو . ( 15 ) . آب ، آز : مىرسيد . ( 16 ) . مل : هرگاه ، ديگر نسخه بدلها : هرگه كه . ( 17 ) . همهء نسخه بدلها : به آن . ( 18 ) . مل : هرگاه . ( 19 ) . مل : غمناك گشتى .