تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اى محمّد كه من همهء آثار خير در امّت تو مىبينم . من گفتم : الحمد للَّه المنّان بالنّعم ، گفتم : اين لوح چيست كه در دست دارى ؟ گفت : لوحى است آجال خلايق در او نوشته . گفتم : نام آنان كه قبض ارواح ( 1 ) ايشان [ كرده‌اى ] ( 2 ) در روزگار گذشته ؟ گفت : آن در لوحى ( 3 ) ديگر است . گفتم : يا ملك الموت ! تو چگونه توانى قبض ارواح اهل زمين كردن ( 4 ) و تو بر جاى خود نشسته‌اى ؟ گفت : نمىبينى كه همه دنيا در پيش من است از مشرق تا به مغرب و دست من به همه جاى برسد ( 5 ) ، دنيا در پيش من بمنزلت خوانى است پيش كسى نهاده تا چنان كه خواهد دست دراز مىكند و از آن جا كه خواهد مىگيرد . [ 113 - پ ] چون بنده‌اى را اجل بنزديك ( 6 ) رسد ( 7 ) ، من در او نگرم و در اعوانان ( 8 ) خود نگرم ، اعوانان ( 9 ) من بشناسند ، نظر ( 10 ) من در او و در ايشان بدانند كه قبض روح او مىبايد كردن ( 11 ) ، معالجهء قبض روح او كنند چون روح او به حلق ( 12 ) رسد ، از پيش من باشد ( 13 ) ، بر من پوشيده نبود . دست دراز كنم ( 14 ) و جان او بستانم تولَّاى ( 15 ) قبض روح او جز من كس نكند كار من چنين بود با خلقان خداى در قبض ارواح . من از حديث او بگريستم . چون از او بگذشتم ( 16 ) برسيدم ( 17 ) به فريشته‌اى ديگر عابس الوجه ، كريه المنظر ، شديد البطش ، ظاهر الغضب ، من در او نگريدم از او بترسيدم سخت . گفتم : يا جبريل ! اين فريشته كيست كه من از او سخت بترسيدم ؟ گفت : ما همه در ترس از او به اين منزلتايم ، اين مالك ( 18 ) است ، خازن دوزخ تا خداى او را بيافريد باز خنديده نيست ( 19 ) و هر چه روز آيد خشم و عبوس او زيادت است بر دشمنان خداى و بر اهل معصيت
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : روح . ( 2 ) . در اساس جاى اين كلمه سفيد است ، از قم افزوده شد . ( 3 ) . قم : آن لوحى . ( 4 ) . قم : توانى كردن . ( 5 ) . قم ، آط : به همه جاى مىرسد ، آب ، آز ، آج ، لب : به همه جا مىرسد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نزديك . ( 7 ) . لب : رسيد . ( 9 - 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : اعوان . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : به نظر . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : كرد . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : فراز كنم . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها آن . ( 16 ) . آط : بگزشتم . ( 17 ) . قم ، آط ، آب : برسيديم . ( 18 ) . آج ، لب : مالكى . ( 19 ) . همهء نسخه بدلها : نخنديده است .