تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
برف ، كه نه آتش برف را مىگداخت ( 1 ) و نه برف آتش را مىكشت . تسبيح او اين بود كه به آوازى بلند فصيح ( 2 ) مىگفت : اللَّهمّ مؤلَّفا ( 3 ) بين الثّلج و النّار الَّف بين قلوب عبادك المؤمنين ، گفتم : اى جبريل اين كيست ؟ گفت : اين فريشته‌اى است او را حبيب ( 4 ) گويند . خداى تعالى او را موكّل بكرده است ( 5 ) بر اكناف آسمان و اطراف زمين و او نصيحت كند اهل زمينى ( 6 ) را و تسبيح او آن است كه گفتم از آنگه كه خداى تعالى او را آفريده است . گفت : آنگاه ( 7 ) از آن جا بگذشتم به فريشته‌اى رسيدم ( 8 ) بر سريرى نشسته كه ( 9 ) همه دنيا جمع كرده بود ( 10 ) و در پيش او نهاده و در دست او لوحى بود از نور ، او در آن لوح مىنگريد ، از چپ و راست نگاه نمىكرد ( 11 ) و بر هيأت ( 12 ) مردى دلتنگ حزين بود . گفتم : اى ( 13 ) جبريل ! اين كيست ؟ كه من به هيچ فريشته بنگذشتم ( 14 ) كه مرا از او خوفى در دل آمد جز اين فريشته . گفت : ما همه چونين ( 15 ) خايفيم از او ( 16 ) ، او ملك الموت است موكّل به قبض ارواح و از همه فريشتگان كار او با رنجتر است . من گفتم ( 17 ) : كفى بالموت طامّة فقال ما بعد الموت اطمّ و اعظم ، گفتم : مرگ ( 18 ) بس باد طامّه و انبارنده . گفت : آنچه از پس مرگ است ، از مرگ عظيمتر است و هايلتر . گفتم : يا جبريل ! هر كه بميرد لا بد او را بيند ؟ گفت : آرى . گفتم : من مىخواهم تا نزد او روم و بر او سلام كنم و از او چيزى بپرسم ( 19 ) . جبريل - عليه السّلام - مرا پيش ( 20 ) برد . من بر او سلام كردم . او جبريل را به اشارت گفت : اين كيست ؟ جبريل گفت : اين محمّد است - نبىّ الرّحمه - ، پيغامبر رحمت و رسول عرب . مرا گفت : مرحبا بنبىّ الرّحمة ، و مرا تحيّت نيكو كرد و بشارت داد به كرامت و مرا گفت : بشارت باد تو را
هامش
( 1 ) . قم : مىبگداخت . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : به آواز فصيح . ( 3 ) . اساس : مؤلَّف ، با توجه به آب ، تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : حنف ، با توجّه به قم و بيشتر نسخه ها تصحيح شد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كرده است . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : زمين . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : آنگه . ( 8 ) . قم : رسيديم . ( 9 ) . قم گفتى . ( 10 ) . قم : بودند . ( 11 ) . قم ، آط ، آب ، آز : مىكرد . ( 12 ) . آج ، لب : هيبت . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : يا . ( 14 ) . آط : بنگزشتم . ( 15 ) . قم : همچنين ، ديگر نسخه بدلها : همه چنين . ( 16 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و . ( 17 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم كه . ( 18 ) . لب : هر كه . ( 19 ) . آز : پرسم . ( 20 ) . همهء نسخه بدلها او .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 140 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي