بكرد و مرا و مادرم را پناه داد از شيطان رجيم .
آنگه من گفتم : شما همه بر خداى ثنا گفتى و من نيز بر خداى ثنا گويم ( 1 ) به احسانى كه با من كرد سپاس خدا را كه مرا به رحمت جهانيان كرد و مرا به كافّة النّاس فرستاد به بشارت و إنذار ( 2 ) و قرآن بر من أنزله كرد كه در او بيان همه چيزى است ( 3 ) ، و امّت مرا بهترين امّتان كرد و امّت مرا امّتى ( 4 ) وسط كرد و امّت مرا اوّلينان و آخرينان كرد ، و مرا شرح صدر كرد و بار گران از من فرو نهاد ، و ذكر من رفيع كرد ( 5 ) و مرا به فاتح ( 6 ) و خاتم كرد . إبراهيم ( 7 ) - عليه السّلام - گفت
بهذا فضلكم محمّد ،
محمّد را اين ( 8 ) بر شما فزون آمد آنگه سه إنا بياوردند سر پوشيده : يكى را آب در بود و يكى را شير و يكى را مىّ . من إناى آب بستدم و باز خوردم أندكى و اناى شير بستدم و باز خوردم تمام . چون خمر عرضه كردند ( 9 ) من گفتم : مرا حاجت نيست كه من سيراب شدم . مرا گفت : اين بر امّت تو حرام خواهند كردن ( 10 ) ، گفتند : اگر آب بسيار باز خورديت ( 11 ) امّتت ( 12 ) به غرق مبتلا شدندى ( 13 ) . و اگر خمر مى باز خورديت ( 14 ) امّتت به خمر مولع شدندى و اجتناب نكردندى ( 15 ) .
آنگه جبريل - عليه السّلام - دست من گرفت ( 16 ) و مرا بنزديك آن سنگ برد كه پايهء معراج بر او نهاده بود ، و آن صخرهء بيت المقدّس است پاى معراج بر آن سنگ ( 17 ) بود و بالاى آن ( 18 ) به آسمان پيوسته بر صفتى كه از آن نكوتر هيچ نديده بودم يك قايمهء او از ياقوت سرخ بود و يك قايمهء از زمرّد سبز و پايهاى او يك از سيم و يكى از زر بود و يكى از زمرّد و مكلَّل ( 19 ) به درّ و ياقوت و آن ، آن معراج ( 20 ) است كه ملك الموت از او
هامش
( 1 ) . اساس : گوييم ، با توجه به قم و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . قم : نذارت .
( 3 ) . آط ، آب ، آج : كرده ، آز ، لب : كرده است .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : امّت .
( 5 ) . قم : مرا ذكر رفع كرد ، آب ، آج : ذكر من رفع كرد .
( 6 ) . آب ، آز : مرا فاتح .
( 7 ) . اساس ، قم ، آط ، آب ، آز : ابرهيم .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : محمّد به اين .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : عرض كردند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مرا .
( 14 - 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مىخوردى .
( 12 ) . آز ، لب : امّت تو .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مىشدند .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مىشدند و اجتناب نمىكردند .
( 16 ) . آج ، لب : بگرفت .
( 18 ) . قم ، آط ، آب ، آز : او .
( 17 ) . قم نهاده .
( 20 ) . همهء نسخه بدلها : و اين آن معراج .
( 19 ) . همهء نسخهها : زمرّد مكلَّل .