بخوان نامهات ( 1 ) بس باد به تو ( 2 ) امروز بر تو محاسب ( 3 ) .
هر كه راه يابد ( 4 ) براى خود راه يابد و هر كه گمره شود ( 5 ) گمره شود بر خود و بر نگيرد ( 6 ) بر گيرندهاى بار ديگرى ، و نبوديم ما عذاب كننده تا نفرستيم ( 7 ) پيغامبرى را .
قوله : * ( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه لَيْلًا ) * ، « سبحان » مصدر است از بناى سبّح يسبّح تسبيحا و سبحانا . و نصب او بر مصدر است ، و تقدير او آن است كه : اسبّح الَّذى اسرى بعبده سبحانا . آنگه فعل بيفگند و مصدر را إضافت كرد با مفعول ، و مثله : وعد اللَّه ، و كتاب اللَّه ، أى وعد اللَّه وعدا ( 8 ) و كتب كتابا . جز كه اين جا إضافهء مصدر است با فاعل ( 9 ) ، و أبو عبيده گفت ، أهل مدينه گفتند : سبحان اسمى است به جاى مصدر نهاده چون كفران ، و قال اميّة بن أبى الصّلت :
سبحانه ثمّ سبحانا نعوذ به
و قبلنا سبّح الجوديّ و الجمد
و بعضى دگر گفتند : نصب او بر نداست ، و التقدير : يا سبحان اللَّه ، و معنى او تنزيه باشد و تبعيد از هر چه لايق نباشد به او ( 10 ) . طلحة بن عبد اللَّه گفت از رسول - عليه السّلام - پرسيدم كه : معنى سبحان اللَّه چه باشد ؟ گفت :
تنزيه اللَّه من كلّ سوء ،
دور بكردن از خداى هر بدى ، و به معنى نماز آمده است ، كقوله : فَلَوْ لا أَنَّه كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ( 11 ) ، أى من المصلَّين ، و نماز نافله را سبحه گويند . و در حديث آمده است : كان ابن عمر [ يصلَّى ] ( 12 ) سبحته فى المسجد الَّذى يصلَّى فيه المكتوبة ، يعنى عبد اللَّه عمر نماز نافله هم در آن مسجد كردى كه نماز فريضه كردى . و به معنى
هامش
( 1 ) . قم : نامهء خويش را .
( 2 ) . قم : بس است به تن تو ، آط ، آج ، لب : بسى تو ، آب : بس است نفس تو .
( 3 ) . قم : شمار كننده .
( 4 ) . آط ، آج ، لب : راه نمايد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز آز : گمراه شود ، قم بدرستى كه .
( 6 ) . آب هيج .
( 7 ) . آج ، لب : بفرستيم .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آج ، لب : وعد وعدا .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : اضافت مصدر با فاعل است .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم به او لايق نباشد .
( 11 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 143 .
( 12 ) . اساس : ندارد ، از قم ، افزوده شد .