چون زندانيان بامداد برخاستند ( 1 ) هر يكى چند خواب مختلف ديده و روى به يوسف نهادندى ( 2 ) و خوابها پرسيدن گرفتندى ( 3 ) و او تعبير مىكردى . ايشان خواستند تا تجربه كنند اين خوابها [ 16 - پ ] ببنداختند و گفتند : ما در خواب ديديم - و نديده بودند - خوان سالار گفت ( 4 ) : در خواب ديدم كه نان بر سر داشتمى ( 5 ) و مرغان هوا نان از سر من مىخوردندى ( 6 ) و شراب دار گفت : من در خواب ديدمى ( 7 ) كه انگور مىفشاردمى ( 8 ) و به خداوندگار ( 9 ) مىدامى .
عكرمه روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله ، كه هر كه او خوابى ( 10 ) نديده باشد گويد ( 11 ) ديدم ، و در خواب ديده دروغ گويد ( 12 ) ، روز قيامت دو جو ( 13 ) به دست او دهند و او را تكليف كنند تا بر يك دگر ( 14 ) بندد . و هر كه او گوش با حديث قومى ( 15 ) كند كه ايشان نخواهند كه او آن شنود ( 16 ) ، فردا ( 17 ) قيامت سرب در گوش او گدازند ( 18 ) ، اين قول عبد اللَّه مسعود است ( 19 ) .
بهرى ( 20 ) دگر گفتند : خواب راست بود و آن را حقيقتى بود و آنچه گفتند در خواب ديدند . محمّد بن جرير الطَّبرى گفت : خواب بر عكس ديدند بدل كردند آن را ، او خواب اين بر خود بست ( 21 ) و او خواب آن بر خود .
چون يوسف - عليه السّلام - تعبير كرد ، آن كه صاحب خواب بد ( 22 ) بود گفت :
هامش
( 1 ) . قم ، مل : برخاستندى .
( 2 ) . لب : روى يوسف كردندى ، آج ، روى به يوسف كردندى .
( 3 ) . مل : خوابها پرسيدندى .
( 4 ) . قم من .
( 5 ) . آز : داشتى .
( 6 ) . مل : مىربودند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ديدم .
( 8 ) . آج ، لب : مىفشردمى .
( 9 ) . آز : خداوند .
( 10 ) . آج ، لب : خواب .
( 11 ) . آو ، آج ، لب خواب ، آب ، آز در خواب .
( 12 ) . آب ، آز : گويد در خواب ديدم به دروغ .
( 13 ) . آو ، بم : جودانه ، آب ، آز ، آج ، لب : دانهء جو .
( 14 ) . مل : تا گره بر او .
( 15 ) . مل : كسى .
( 16 ) . آب ، آج ، لب : بشنود .
( 17 ) . قم ، مل ، آب ، آز ، آج ، لب : فرداى ، آو ، بم : فردا قيامت / در قيامت .
( 18 ) . قم ، آز : گذارند ، مل : ريزند گداخته .
( 19 ) . مل : عبد اللَّه مسعود اين قول گفت .
( 20 ) . آب ، آز : بعضى .
( 21 ) . مل : نهاد .
( 22 ) . قم : نيك .