يوسف - عليه السّلام - گفت : * ( رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ ) * ، روى از ايشان و حديث ايشان بگردانيد و با خداى تعالى به مناجات گفت : ( 1 ) خداوند ( 2 ) من و پروردگار من ! من ( 3 ) زندان دوستتر مىدارم از آنچه ايشان مرا با آن مىخوانند . و اين دليل آن مىكند كه هر يكى از ايشان در او طمع كرد ( 4 ) و استدعا كرد ( 5 ) او را ، يا بر عموم ( 6 ) مىگويد براى آن كه زليخا از ايشان بود ، يعنى اگر هر يكى از ايشان ( 7 ) هم آن ( 8 ) دست يابند كه زليخا ، همان كنند از استدعا كه او كرد ( 9 ) .
اگر گويند چگونه گفت : * ( السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي ) * ( 10 ) * ( إِلَيْه ) * ، و باز داشتن ايشان او را در زندان معصيت بود و آنچه او را با آن دعوت مىكردند هم معصيت بود ، چگونه گفت : معصيتى دوستتر ( 11 ) دارم از معصيتى ؟ گوييم از اين دو جواب گفتند :
يكى آن كه مراد به « أحبّ » أخفّ و أسهل است ، يعنى زندان ( 12 ) مرا آسانتر آيد و صبر كردن بر آن هوان و مذلَّت و مقام در زندان مرا خوشتر آيد و توطين نفس بر آن ، از آن كه اجابت كردن ايشان يا ملتمسشان ( 13 ) . و اين چنان بود كه يكى را از ما مخيّر كنند ميان دو مكروه : [ 15 - پ ] يكى خوارتر ، ( 14 ) يكى سختتر ( 15 ) ، او گويد : هذا أحبّ الىّ من ذلك . و وجهى دگر آن كه مراد آن است كه : سجنى نفسى و توطينى لها و صبرى عليه [ أحبّ ] ( 16 ) إلىّ من فعل المعصية ، اگر گويند : اين خلاف ظاهر است ، گوييم : لا بدّ است از آن كه مخالفت ظاهر كنند براى آن كه محبّت در آيت تعلَّق دارد به چيزى كه ارادت صحيح نباشد كه متعلَّق بود به او ، و آن « سجن » است . و سجن بنيان مخصوص
هامش
( 1 ) . آج ، لب : مناجات كرد گفت .
( 2 ) . آز : خداوندا ، آج ، لب : خداى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 4 ) . آو ، بم ، آب ، آز : كردند ، آج ، لب : كرده بودند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كردند .
( 6 ) . قم : به اين عموم ، آو ، بم ، آج : با او بر عموم ، آب ، آز : تا او بر عموم .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها بر من .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : همان .
( 9 ) . آب ، آز : كه او كرد از استدعا .
( 10 ) . اساس و قم : تدعوننى كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : دوستر .
( 12 ) . آز : زنان .
( 13 ) . آب : با ملتمسات ، آز : با ملتمسان .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : آسانتر .
( 15 ) . آو ، بم : سختر .
( 16 ) . اساس : ندارد ، با توجه به معنى جمله ، از قم افزوده شد .