مىكنند ، و آن عذاب است .
* ( وَأَتَيْناكَ بِالْحَقِّ ) * ، و ما راستى و درستى به تو آوردهايم ، و ما در اين خبر از جملهء راستيگرانيم ( 1 ) .
از حقّ تو آن است اى لوط كه از ميان اين قوم به روى و اهلت را كه مؤمنانند و به تو گرويدهاند با خود ببرى .
آنگه گفت : « با » تعديه راست فى قوله : * ( فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ ) * ، گفت « اسرى » لازم است به « با » متعدّى كرد و آن كه گفت « اسرى » متعدّى است ، گفت « با » به معنى « مع » است ، كقولهم : اشتريت الدّار بآلاتها ، اى مع آلاتها . * ( بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ) * ، اى فى قطع من اللَّيل ، در پارهاى از شب شده ( 2 ) . * ( وَاتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ ) * ، يعنى تو نيز بر پى ايشان برو و نبايد ( 3 ) تا از شما كسى باز پس نگرد . بعضى گفتند : ( 4 ) حقيقت است و ايشان منهى بودند از آن كه باز پس نگرند ( 5 ) ، چه اگر باز پس نگريدندى عاصى بودندى . و درست آن است كه بر توسّع و مجاز است يعنى تيمار باز پس ماندگان مبرى و به هيچ وجه باز نهايستى ( 6 ) . * ( وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ) * ، و به روى به آن جا كه شما را فرمودهاند . عبد اللَّه عبّاس گفت : شام بود . مقاتل گفت : جايى بود آن را صغر ( 7 ) خواندند .
* ( وَقَضَيْنا إِلَيْه ذلِكَ الأَمْرَ ) * ، و ما بپرداختيم از آن كار ، يعنى كار اهلاك قوم لوط . و گفتند : « قضا ( 8 ) » به معنى وحى است ، يعنى اوحينا اليه ، و دليلش آن كه به صلهء « الى » تعديه فرمود . نظيره قوله : وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ ( 9 ) - الآية .
* ( أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ ) * ، و « انّ » مع اسمها و خبرها ، در محلّ نصب باشد ، على انّه بدل من « ذلك الأمر » و روا بود كه فعلى دگر اضمار كنند ، و التّقدير : و اخبرنا انّ دابر هؤلاء ، و خبر داديم كه بيخ ايشان بريده باشد و عذاب استيصال به ايشان ( 10 ) رسيده ،
هامش
( 1 ) . كذا در اساس و قم ، مل : راستگيرانيم ، ديگر نسخه بدلها : راست گويانيم .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : از شب .
( 3 ) . آب : نباشد .
( 4 ) . آو ، آب ، مش امر بر .
( 5 ) . آب : نگرد .
( 6 ) . قم : باز مهايستى .
( 7 ) . كذا در اساس و لب با همين اعراب ، قم : صمغ ، آو ، آب ، مل ، آز : بجمع ، آج ، آل : اصجع .
( 8 ) . قم : قضى .
( 9 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء
( 10 ) . آب : با ايشان .