رسيد باز گرديد و گفت : جبريل آمد اين ساعت و گفت خداى مىگويد چرا بندگان مرا نوميد مىكنى ؟ و اين آيت آورد : * ( نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * .
قتاده گفت ، ما را روايت كردند از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : اگر بندگان قدر عفو خداى بدانند هيچ كس از هيچ حرام نپرخيزد ( 1 ) ، و اگر مقدار عذاب او بدانند خويشتن در عبادت هلاك كنند .
* ( وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ ) * ، آنگه در قصّه ابراهيم - عليه السّلام - و آمدن فريشتگان به او بر صورت مهمانان گرفت ، گفت : خبر ده نيز ايشان را از مهمانان ابراهيم . و لفظ « ضيف » صالح باشد واحد را و تثنيه و جمع را و مذكّر و مؤنّث را ، براى آن كه مصدر است من ضافه يضيفه ضيفا اذا نزل به ، و اضافه يضيفه اضافة ، اذا انزله ، مهمان ضيف باشد و ميزبان مضيف ، و اين جايگه مراد جمع است ، لقوله : * ( إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه ) * ، و مراد آن فريشتگانند كه به ابراهيم آمدند به بشارت اسحاق - عليه السّلام - و به اهلاك ( 2 ) قوم لوط .
* ( إِذْ دَخَلُوا ) * ، يعنى و اذكر حين دخلوا عليه ، و شايد تا « نبّئهم » عامل باشد در او يعنى و نبّئهم وقت دخولهم ، اى عن وقت دخولهم ، آنگه ظرف متّسع فيه باشد ( 3 ) بمعنى مفعول به ، چون در پيش ابراهيم رفتند و سلام كردند ، اى ( 4 ) قالوا نسلم سلاما ، نصب او بر مصدرى باشد محذوف الزّوائد ، اى قالوا نسلَّم تسليما . ابراهيم - عليه السّلام - گفت :
* ( إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ) * ، ما از شما مىترسيم . و سبب ترس او بگفتيم در سورت هود . و آن آن بود كه ايشان طعام نمىخوردند او گمان برد كه ايشان مكرى خواهند كردن .
فريشتگان جواب دادند : * ( لا تَوْجَلْ ) * ، مترس كه ما آمدهايم تا تو را بشارت دهيم به پسرى عالم دانا .
ابراهيم - عليه السّلام - گفت : * ( أَ بَشَّرْتُمُونِي ) * ، مرا بشارت مىدهى ؟ * ( عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ ) * ، اى مع ان مسّنى الكبر ، كقولهم : فلان على صغر سنّه يقول الشّعر ، اى مع صغر سنّه ، چگونه بشارت مىدهى مرا ( 5 ) ، و من پير شدهام ؟ و به چيز مرا بشارت مىدهى ؟
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : نپرهيزد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : و اهلاك .
( 3 ) . آب : است .
( 4 ) . آب : و .
( 5 ) . آب : ما را .