تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
كننده‌اى ( 1 ) . به جان تو كه ايشان در مستىشان سر در نهاده‌اند ( 2 ) . بگرفت ايشان را بانگ در بامداد آمده ( 3 ) . كرديم زبرش ( 4 ) زيرش ، ببارانيديم برايشان سنگها ( 5 ) يى از سنگ گل . در اين دليلهايى هست ( 6 ) انديشه كنندگان را . و آن به راهى است ايستاده . در اين دليلى هست گروندگان را ( 7 ) . و ( 8 ) بودند مردمان بيشه بيدادگر . ما كينه كشيديم از ايشان و آن هر دو به راهى است روشن . ( 9 ) دروغ داشتند مردمان شهرهاى ثمود پيغامبران را . بداديم ايشان را حجّتها ، بودند از آن برگشته ( 10 ) . و مىتراشيدند از كوهها خانه‌ها ايمن ( 11 ) . بگرفت ايشان را آواز در بامداد آمده ( 12 ) . نگريزانيد از ايشان آنچه اندوخته بودند ( 13 ) .
هامش
( 1 ) . قم : اگر هستى شما كنندگان . ( 2 ) . آن : در يك مستى و جهالت متحيّر شوند . ( 3 ) . قم : در روشنى دور آمده : آو ، مش : در بامدادان ، آل : در وقت آفتاب بر آمدن . ( 4 ) . آو : زورش . ( 5 ) . آو ، آج ، لب ، مش : سنگ . ( 6 ) . قم : دليلى است ، آو ، آج ، لب ، مش : دليلهاست . ( 7 ) . قم : مؤمنان را . ( 8 ) . اساس و برخى نسخه بدلها : ندارد ، با توجه به اصل آيه از مش افزوده شد . ( 9 ) . قم بدرستى كه . ( 10 ) . قم : برگرديدگان . ( 11 ) . قم : آمنان . ( 12 ) . آج ، لب : آمدن . ( 13 ) . قم : آنچه بودند كه كسب مىكردند ، آو ، آج ، لب : آنچه كسب كرده بودند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 330 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي