كنندهاى ( 1 ) .
به جان تو كه ايشان در مستىشان سر در نهادهاند ( 2 ) .
بگرفت ايشان را بانگ در بامداد آمده ( 3 ) .
كرديم زبرش ( 4 ) زيرش ، ببارانيديم برايشان سنگها ( 5 ) يى از سنگ گل .
در اين دليلهايى هست ( 6 ) انديشه كنندگان را .
و آن به راهى است ايستاده .
در اين دليلى هست گروندگان را ( 7 ) .
و ( 8 ) بودند مردمان بيشه بيدادگر .
ما كينه كشيديم از ايشان و آن هر دو به راهى است روشن .
( 9 )
دروغ داشتند مردمان شهرهاى ثمود پيغامبران را .
بداديم ايشان را حجّتها ، بودند از آن برگشته ( 10 ) .
و مىتراشيدند از كوهها خانهها ايمن ( 11 ) .
بگرفت ايشان را آواز در بامداد آمده ( 12 ) .
نگريزانيد از ايشان آنچه اندوخته بودند ( 13 ) .
هامش
( 1 ) . قم : اگر هستى شما كنندگان .
( 2 ) . آن : در يك مستى و جهالت متحيّر شوند .
( 3 ) . قم : در روشنى دور آمده : آو ، مش : در بامدادان ، آل : در وقت آفتاب بر آمدن .
( 4 ) . آو : زورش .
( 5 ) . آو ، آج ، لب ، مش : سنگ .
( 6 ) . قم : دليلى است ، آو ، آج ، لب ، مش : دليلهاست .
( 7 ) . قم : مؤمنان را .
( 8 ) . اساس و برخى نسخه بدلها : ندارد ، با توجه به اصل آيه از مش افزوده شد .
( 9 ) . قم بدرستى كه .
( 10 ) . قم : برگرديدگان .
( 11 ) . قم : آمنان .
( 12 ) . آج ، لب : آمدن .
( 13 ) . قم : آنچه بودند كه كسب مىكردند ، آو ، آج ، لب : آنچه كسب كرده بودند .