گناهكاران .
مگر آل لوط كه ما برهانيم ايشان را جمله .
مگر زنش را كه ما تقدير كرديم كه او از جملهء ماندگان باشد ( 1 ) در عذاب ( 2 ) .
چون آمدند به قوم لوط فرستادگان .
گفت : شما گروهيى ( 3 ) ناشناخته .
[ 78 - ر ]
گفتند ( 4 ) : آوردهايم به تو آنچه در آن شك مىكنند .
و آوردهايم ( 5 ) به تو حقّ و ما راستيگريم ( 6 ) .
ببر اهلت ( 7 ) به پارهاى از شب و برو از پى ايشان ، و نبايد كه باز نگرد ( 8 ) از شما كسى ، به روى ( 9 ) آن جا كه مىفرمايند شما را .
و وحى كرديم به او آن كار ( 10 ) كه اصل ايشان بريده است ( 11 ) در بامداد آمده .
آمدند اهل شهر شادى كننده ( 12 ) .
گفت : ايشان مهمان ( 13 ) مناند مرا رسوا مكنى .
و بترسى از خداى و مرا خوار مكنى .
گفتند : نه ما نهى كرديم تو را از جهانيان ؟
گفت : اينان دختران مناند اگر
هامش
( 1 ) . قم : است .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 3 ) . قم : گروهى اى ، آج ، لب : گروهىايد .
( 4 ) . قم بل ، مش بلكه .
( 5 ) . مش : آمدهايم .
( 6 ) . قم ، آو ، آل ، آج ، لب ، متن : راستگويائيم .
( 7 ) . قم ، آو ، آج ، لب ، آل ، مش را .
( 8 ) . آو ، آج ، لب ، آل ، مش : و بايد كه باز ننگرد .
( 9 ) . آج ، لب : مش : برويد .
( 10 ) . مش را .
( 11 ) . آو ، آج ، لب ، آل ، مش : بريده شود .
( 12 ) . قم ، مش : شادى مىكردند .
( 13 ) . قم : مهمانان .