آنگه بيان كرد آن سراى هلاك را ، گفت : دوزخ است ، * ( جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها ) * ، كه ايشان ملازم آن باشند ( 1 ) ، و بد جاى قرار است آن . و « بوار » ، هلاك بود ، يقال :
بار الشّىء يبور بورا و بوارا ، اذا هلك و بطل ، قال ابن الزّبعرى :
يا رسول المليك انّ لساني
راتق ما فتقت اذ انا بور
* ( وَجَعَلُوا لِلَّه أَنْداداً ) * ، و كردند خداى را انداد ، جمع ندّ ، و النّد ، المثل ، و النّد ، الضّد . و گفتند : كلمت از اضداد است . و گفتند : يد ، مثلى باشد كه مقاومه و مقابلهء ديگرى را بشايد ( 2 ) كه با او مضادّت كند تا جمع بود ميان هر دو معنى . * ( لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِه ) * ، كوفيان خواندند به ضمّ « يا » و كسر « ضاد » ، من الاضلال ، يعنى تا مردمان را گمراه ( 3 ) مىكنند از راه او . و باقى قرّاء خواندند : ليضلَّوا ، به فتح « يا » و كسر « ضاد » من الضّلال ، تا گمراه شوند از راه او . * ( قُلْ تَمَتَّعُوا ) * ، بگو كه برخوردار شوى روزى چند به متاع دنيا كه بازگشت شما با دوزخ است ، و اگر چه صورت امر است ، مراد تهديد است .
* ( قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، آنگه امر كرد رسول را - عليه السّلام - تا مردمان را نماز فرمايد ، گفت : بگو بندگان مرا - آنان كه ايمان آوردهاند - تا نماز به پاى دارند و از آنچه ما ايشان را روزى كردهايم نفقه كنند پنهان و آشكارا ، پيش از آن كه روزى آيد [ 67 - ر ] كه در آن روز نه بيع و فروختن باشد و نه دوستى با يكديگر . و فعال مصدر فاعل باشد ، يقال : خالَّه يخالَّه مخالَّة و خلالا ، من الخلَّة ، و هي المودّة ، قال امرؤ القيس : ( 4 )
صرفت الهوى عنهنّ من خشية الرّدى
و لست بمقلىّ الخلال و لا قالي
و مثله قوله : مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيه وَلا خُلَّةٌ ( 5 ) . . . ، مراد روز قيامت است كه آن روزى باشد كه در او بيع و دوستى نبود .
قوله : * ( اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ) * ، خداى تعالى داين ( 6 ) آيت نعمتهايى كه به آن منّت نهاد بر خلقان بر شمرد ، گفت : او آن
هامش
( 1 ) . آب ، آز و جماعتى .
( 2 ) . آب ، مل ، آز ، لب : نشايد .
( 3 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : اضلال .
( 4 ) . آز ، آل ، آج ، لب شعر .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 254 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : در اين ، داين / در اين .