آنگه گفت : * ( يُثَبِّتُ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ ) * ، گفت : خداى - جلّ جلاله - به فضل و كرمش مؤمنان را بر جاى بدارد به سخن درست ، يعنى قول لا إله الا الله .
چون اين قول از ايشان درست و بر جاى باشد لطف گردد ايشان را و قدم ايشان بر جاى بدارد و آن لطف از قبل خداى بود براى آن كه مكلَّف اوست و ممكّن و مبيّن ، براى آن با خود حوالت كرد . * ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * ، در زندگانى دنيا و در آخرت . و گفتند : در آخرت عند سؤال گور كه گور اوّل منزل است از منازل آخرت . و گفتهاند :
* ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * ، فى القبر ، در گور مىخواهد كه گور در دنيا باشد ، * ( وَفِي الآخِرَةِ ) * عند البعث ، چون بر انگيزد ( 1 ) او را .
مقاتل گفت : اين « تثبيت » ، آن است كه چون بندهء مؤمن را در گور نهند و خاك بر او راست كنند ، خداى تعالى فريشتهاى را فرستد نام او « دومان » ( 2 ) ، تا بيايد و بر او سلام كند و گويد : هم اين ساعت دو فريشتهء سياه ( 3 ) منكر به بالين تو خواهند آمدن تا تو را از دين و اعتقاد تو بپرسند . نگر تا نترسى از ايشان و چنان كه در دنيا دانستى جواب ده ( 4 ) از خداى و رسول و امام و كتاب ، اين بگويد و برود . بر اثر او دو فريشته مىآيند : سياه غليظ منكر ، از رق چشم ، چشمهاى ايشان چون برق خاطف باشد و آواز ايشان چون باد قاصف . هر يكى مقمعهاى از آتش به دست گرفته ايشان را منكر و نكير گويند ، در گور آيند و خداى تعالى بنده را زنده كند . او را باز نشانند و گويند : من ربّك و من نبيّك و من امامك و ما دينك و ما كتابك ؟ ، خدايت كيست و پيغامبرت كيست و امامت كيست و دينت چيست و كتابت كدام است ؟
او چنان كه داند بگويد كه : اللَّه ربّى و محمّد نبيّى ، و الإسلام دينى و القران كتابى و علىّ امامى . آن فريشتگان او را گويند : مرحبا بك عشت سعيدا و متّ شهيدا ، تا زنده بودى سعيد بودى و چون به مردى شهيدى . اللَّهم ارضه كما ارضاك ، بار خدايا خشنودش كن چنان كه تو را خشنود كرد .
آنگه دريچهاى از بهشت در گور او گشايند تا نسيم بهشت بر او مىجهد ( 5 ) و
هامش
( 1 ) . آز : برانگيزاند .
( 2 ) . بم : دودمان ، آب ، آز : دوما ، مل : رومان .
( 3 ) . قم و .
( 4 ) . آو ، بم ، آج ، آب ، آز ، آل ، مش : دهى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : مىوزد .