- عليه السّلام - گفت :
خير المال سكّة مأبورة و فرس مأسوره ( 1 ) ،
گفت : بهترين مال ردهاى ( 2 ) نخل بود پيراسته بر ( 3 ) بر افگنده و اسپى كه بسيار زايد . و عبد اللَّه عمر گفت روزى رسول - عليه السّلام - صحابه را گفت : آن كدام درخت است كه برگ بنيفگند ( 4 ) و آن درخت ماننده ترچيز است به مؤمن ؟ هر كسى از درختان بدوى چيزى مىگفتند ، مرا در دل آمد كه درخت خرما باشد ، شرم داشتم گفتن . رسول - عليه السّلام - گفت :
درخت خرماست . من پدر را گفتم اين حال ( 5 ) ، گفت : اگر بگفته بودى ، كان احبّ ( 6 ) الىّ من حرم النّعم ، دوستر داشتمى از شتران سرخ موى . دگر آن كه درخت خرما از فضلهء تربت آدم بر آمد ، چنان كه روايت كردند از رسول - عليه السّلام - كه گفت :
اكرموا عمّاتكم ،
عمّگان خود را گرامى دارى . گفتند : يا رسول اللَّه ! عمّگان ما كدامند ؟ گفت : درختان خرما . گفتند : چگونه يا رسول اللَّه ؟ گفت : خداى تعالى چون آدم را بيافريد از گل او فضلهاى بماند ، خداى تعالى از آن درخت خرما آفريد . * ( وَيَضْرِبُ اللَّه الأَمْثالَ لِلنَّاسِ ) * ، و خداى تعالى براى مردمان مثل مىزند تا همانا ايشان انديشه كنند .
آنگه كفر و شرك را در برابر آن بر عكس آن مثل زد به درختى پليد ، گفت : * ( وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ ) * ، و هى كلمهء الكفر و الشرك ، * ( كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ) * ، با درختى ماند پليد كه بيخ آن از زمين بر كنده باشند . و الاجتثاث ، الاستيصال ، بر كنند ( 7 ) و بر زمين بيندازند آن را قرارى نباشد و از او هيچ نيايد اگر چه برگ سبز دارد و شاخ تر ( 8 ) دارد چون بيخ آبخور ندارد ، نه برگش سبز بماند نه شاخش تر بماند .
مؤرّج گفت : اشتقاق « اجتثّت » از « جثّه » است اى اخذت جثّتها ، اى اصلها و نفسها ، او را ثباتى و بقايى نباشد ، همچونين ( 9 ) اعتقاد و مذهب و طريقت كافر ( 10 ) را هيچ اصلى و بقايى نبود [ 65 - پ ] .
هامش
( 1 ) . آب ، آز : مأبورة .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : رسته .
( 3 ) . قم : پر ( با سه نقطه در اصل متن ) ، آز : تره .
( 4 ) . آب ، آز ، آل ، مش : نيفگند .
( 5 ) . قم : من پدر را اين حال بگفتم .
( 6 ) . آو : لعب .
( 7 ) . آب ، آز ، آل : بركنده .
( 8 ) . بم ، آج ، آب : بر .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين .
( 10 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، آب ، آز ، آل ، مش : كافران .