گفت موسى : اگر كفر آرى شما و آنان كه در زميناند همه ، خداى بى نياز و ستوده است .
نيامد به شما خبر آنان كه از پيش شما بودند امّت نوح و قوم هود ( 1 ) و قوم صالح ( 2 ) و آنان كه از پس ايشان بودند ؟ نداند ايشان را مگر خداى آمد به ايشان پيغامبرانشان به حجّتها ، باز بردند ( 3 ) دستهايشان در دهانهاشان ، و گفتند ما كافريم به آنچه فرستادهاند شما را به آن و ما در شكّيم از آنچه مىخوانى ما را با آن به تهمت آرنده .
گفتند پيغامبرانشان : در خداى شكّ است آفريننده آسمانها و زمين ، مىخواند شما را تا بيامرزدتان از گناهانتان و باز پس دارد شما را تا به وقتى نام زد ( 4 ) ؟ گفتند : نيستى شما مگر آدمى همچو ما ، مىخواهى كه برگردانى ما را از آنچه پرستيدند پدران ما ، به يارى به ما حجّتى روشن ( 5 ) .
گفتند ايشان را پيغامبرانشان : نيستيم ما مگر آدميى مانند شما و لكن خداى منّت نهد بر آن كه خواهد از بندگانش ، نباشد ما را كه آريم به شما حجّتى مگر به فرمان خداى ، و بر خداى بايد كه توكّل كنند مؤمنان .
و چيست ( 6 ) ما را كه توكّل نكنيم بر خداى و بنمود ما را
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : و عاد .
( 2 ) . آو ، بم ، آج ، لب : و ثمود .
( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب : بازردند .
( 4 ) . قم ، آج ، لب : نام برده ، بم : نام زده .
( 5 ) . قم : هويدا .
( 6 ) . قم : نيست .