اللَّه لا يقبض ( 1 ) العلم انتزاعا ينتزعه من النّاس و لكن يقبض » العلم بقبض » العلماء ،
گفت : خداى تعالى علم باز نگيرد چنان كه از ميان مردمان بر كند و لكن علم بر دارد و باز گيرد به باز گرفتن عالمان ،
حتّى اذا لم يبق عالم اتّخذ النّاس رؤساء جهّالا فأفتوا به غير علم فضلَّوا و اضلَّوا
، تا آنگه كه عالمى نماند ، مردمان رئيسان جاهل گيرند ايشان فتوى كنند بى علم گمراه شوند و گمراه كنند .
ابو الدّردا گفت اهل حمص را : يا اهل حمص ! عالمانتان ( 4 ) مىروند و جاهلانتان علم نمىآموزند ، اقبال كردهاى بر آنچه شما را به آن ضمان كردهاند ، و ضايع فرو گذاشتهاى ( 5 ) آنچه شما را فرمودهاند . علم بياموزى پيش از آن كه برود ، كه رفتن علم به رفتن علما باشد .
و عبد اللَّه مسعود روايت كند كه ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت :
موت العالم ثلمة فى الاسلام لا يسدّها شىء الى يوم القيامة ،
مرگ عالم رخنهاى باشد در مسلمانى ( 6 ) كه آن را هيچ چيز بنبندد تا به روز قيامت .
اهل اشارت گفتند : موت الأنبياء يقرح به العين و موت الاباء مصيبة للبنين ، و موت الابناء يقطع الوتين و موت الأكفاء يعرق منه الجبين ، و موت العلماء ثلمة فى الدّين ، و قيل : موت النّسوان خلل الاوطان ، و موت الولدان حرقة الجنان و موت السّلطان تشويش البلدان ، و موت الاخوان مهيّج الاحزان ، و موت الاقران هدّ ( 7 ) الاركان ، و موت العالم ثلمة فى الايمان .
انس مالك روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : مثال علما در زمين مثال ستاره است در آسمان به او راه برند در برّ و بحر . * ( وَاللَّه يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه ) * ، و خداى حكم كند و حكم او را معقّب و مغيّر نباشد . و معقّب آن باشد كه چيزى به عقب چيزى بيارد ، يعنى كس حكم او را مخالفت نتواند كردن به چيزى كه آن را بشكافد . * ( وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ ) * ، و او زود شمار است .
قوله : * ( وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * ، آنگه براى تسلَّى رسول را مىگويد : آنان كه
هامش
( 1 ) . مل : لا ينقص .
( 3 - 2 ) . مل : نقص .
( 4 ) . آب ، آز : عالمانتا / عالمانتان .
( 5 ) . آو : ضايع گذاشته .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : در اسلام و دين .
( 7 ) . آو ، بم : هدام ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب : هدم .