هنوز نيامده باشد تو را با آن سبيلى نيست كه آن از آن جمله ( 1 ) نيست كه لا بد بايد تا تو بينى ، انّما بر تو بلاغ و رسانيدن است پيغام ما را ، و بر ما شمار كردن ايشان است . و آيت وارد است مورد تهديد و وعيد كافران ، عاجلا و آجلا .
قوله : * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ - ) * الآيه ، حق تعالى گفت : نمىبينند اين كافران ، يعنى نمىدانند ، * ( أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ ) * ، كه ما به زمين آييم ، يعنى قصد كنيم به زمين ، * ( نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها ) * [ 57 - پ ] ، و آن را ( 2 ) كم باز مىكنيم از كنارهايش ، يعنى از ديار كفر كم مىكنيم و در ديار اسلام مىفزاييم ( 3 ) به فتح و ظفر ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس و حسن و ضحّاك است . مقاتل سليمان گفت : مراد به زمين مكّه است ، و مراد به نقصان اطراف ، فتح پيرامن آن ، و بر اين وجه آيت را مورد تنبيه و تهديد بود ، يعنى نترسند اهل مكّه كه با ايشان همان كنيم كه با ديگران كرديم ؟ مجاهد گفت :
مراد به زمين جملهء زمين است ، ننقصها بموت اهلها ، آن را نقصان و بيران ( 4 ) كنيم به مرگ اهلش ، و عكرمه هم اين گفت كه . نقص زمين به هلاك اهلش باشد ، و چندانى نقصان مىكند خداى تعالى زمين ( 5 ) تا مانند اين گردد و به دست عقد نود ببست ( 6 ) . و روايتى ديگر از عبد اللَّه عبّاس و عطا كه گفتند : خراب و نقصان ( 7 ) زمين به مرگ ( 8 ) علما و فقها باشد . ابو الدّردا روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت :
خذوا العلم قبل ان يذهب
، علم بياموزى پيش از آن كه بشود . گفتند : علم چگونه بشود و قرآن در ميان ما بشاد و در دلهاى ما مىخوانيم و فرزندان را مىآموزيم ؟ رسول - عليه السّلام - خشم گرفت و گفت : جهودان و ترسايان كه ضالّ شدند ، كتاب در ميان ايشان نبود ؟
ذهاب العلم ذهاب ( 9 ) العلماء
، رفتن علم به رفتن عالمان باشد .
عبد اللَّه بن عمرو ( 10 ) روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه گفت :
انّ
هامش
( 1 ) . قم : آن از جملهء آن .
( 2 ) . قم ، مل : آنان را .
( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب : مىافزاييم ، آب ، آز : بيفزاييم .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : ويران .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم را .
( 6 ) . بم : بود بگرفت ، آج : عقل بود بگرفت ، بم ، لب : عقد بود بگرفت ، مل : عقد بود نيست .
( 7 ) . مل : خراب نقصان .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : نقصان .
( 9 ) . آب ، آز ، لب : بذهاب ، آج : يذهب .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : عمر .