روز پيدا باشد .
ابو عبيد ( 1 ) گفت : * ( سارِبٌ بِالنَّهارِ ) * ( 2 ) * ( ) * ، اى سالك فى سربه ، اى فى طريقه ، يقال : خلّ سربه بالفتح ، اى طريقه . قال قيس بن الخطيم ( 3 ) :
انّى سربت و كنت غير سروب
و تقرّب الاحلام غير قريب
قتيبى گفت : سارب متصرّف ( 4 ) فى حوائجه ، آن كه او به روز به حاجتهاى خود مىرود و تصرّف مىكند ، و قال ( 5 ) :
ارى كلّ قوم قاربوا قيد فحلهم
و نحن خلعنا قيده فهو سارب
زجّاج گفت معنى آيت آن است كه : نهان و آشكارا و پوشيده و ظاهر و آن كه در تاريكى شب باشد و يا در روشنايى روز در علم و معلوم او ( 6 ) يكى است ، به بعضى عالمتر نيست از آن كه به بعضى ، و چون درست شد كه عالمى ، قديم را تعالى صفت ذات است ، صفت ذات متزايد نباشد .
عبد اللَّه عبّاس گفت ، مراد آن است كه : من عالمم به آن كس كه او به شب در تاريكى و پوشيدگى به ريبتى و تهمتى رود ، و آنگه به روز نمايد كه من از آن تهمت برىام و اظهار حسن سمت كند . و بر اين تفسير آيت بر وجه وعيد و تهديد باشد آنان را كه اين معنى كنند ، و بر اين معنى گفت شاعر :
و جاءنى فى قميص اللَّيل مستترا
مستعجل الخطو من خوف و من حذر
و لاح ضوء هلال ( 7 ) كاد يفضحه
مثل القلامة قد قصّت من الظَّفر
و بعضى دگر از مفسّران گفتند : مستخف باللَّيل ، اى ظاهر و بارز من خفيت الشّىء ، اذا اظهرته ، و * ( سارِبٌ ) * ، اى متوار داخل فى السّرب ، و اين بر عكس معنى اوّل باشد ، يعنى آن كه به شب بيرون آيد و به روز در جاى پوشيده شود .
* ( لَه مُعَقِّباتٌ ) * ، او را ، يعنى خداى را - جلّ جلاله - فريشتگانى هستند متعاقب در شب و روز كه چون جماعتى بروند به عقب ايشان جماعتى ديگر بيايند و ايشان
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ابو عبيده .
( 2 ) . آب ، مل ، آز اى ظاهر و انك .
( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : الحطيم ، با توجه به ضبط اسم در كتب عربى مربوط تصحيح شد .
( 4 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج : منصرف .
( 5 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب الشاعر .
( 6 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : مرا .
( 7 ) . آو ، بم ، آز ، آج ، لب : هلالى .