تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
گويد : بنويسم ؟ گويد : توقّف كن ، باشد كه پشيمانش ( 1 ) شود يا استغفارى كند يا توبه كند . تا سه بار مراجعت كند اگر بنده استغفار كند يا توبه كند ، هيچ بر او ننويسند ، و اگر نكند از پس آن گويد : بنويس كه خداى ما را از اين برهاناد كه بدترين است ما را اين كه جانب خداى را مراقبت نكند و از ما شرم ندارد ، و ذلك قوله : ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ ( 2 ) ، و دو فريشتهء ديگرند خداى را در پيش و پس ما كه ما را نگاه مىدارند ، و ذلك قوله تعالى : * ( لَه مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ اللَّه ) * ، و فريشته‌اى ديگر هست موى پيشانى توبه دست اوست ، يعنى مسلَّط است بر تو . چون تو تواضع كنى تو را رفيع كند ، چون تكبّر كنى تو را فرو شكند ، و دو فريشتهء ديگر كه بر لب تو موكّلاند ، هيچ چيز نگاه ندارند جز صلات ( 3 ) تو بر محمد و آل محمّد ، و فريشته‌اى ديگر بر دهن تو موكّل است رها نمىكند كه مار در دهن تو شود ، و دو فريشته بر چشمهات موكّلاند . اين ده فريشته‌اند موكّل بر هر آدميى . به شب ده ديگر بيايند و دهگانه روز بروند ، فريشتگان شب بروند ده ديگر براى روز بيايند ، جمله بيست فريشته‌اند ده به روز و ده به شب ، و ابليس به روز متعرّض وسوسهء آدميان باشد و فرزندانش به شب . قتاده و ابن جريح گفتند : اين فريشتگانىاند متعاقب كه به شب و روز به آدميان آيند و در نماز بامداد و نماز شام جمله مجتمع شوند و به هم حاضر آيند . همّام بن منبّه روايت كند از ابو هريره كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : خداى را فريشتگانى هستند براى شب بر ما موكّل و فريشتگانى براى روز بر ما موكّل ، به نماز ديگر و نماز بامداد مجتمع شوند چون با آسمان شوند . فريشتگان شب ، خداى تعالى گويد ايشان را : بنده مرا چگونه رها كردى ؟ گويند : بار خدايا ! تو عالمتر ( 4 ) ، در نمازش رها كرديم . اين ديگر فريشتگان را گويد : بنده مرا چگونه ديدى ؟ گويند : بار خدايا ! ( 5 ) كه آمديم در نمازش يافتيم ( 6 ) . سعيد جبير گفت : از عبد اللَّه عبّاس كه : مراد بقوله : * ( لَه ) * ، پادشاهى است كه او را
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : پشيمان . ( 2 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 18 . ( 3 ) . بم ، آز ، آج ، لب : صلوات . ( 4 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، آج ، مل : عالمترى . ( 5 ) . بم ، آز ، آب ، آج ، لب ما . ( 6 ) . بم ، آج ، لب : ديديم .