خداى آن است كه برداشت آسمانها را بى ستونى كه مىبينى آن را ، آنگه مستولى شد بر عرش و مسخّر كرد آفتاب و ماه را ، همه مىروند ( 1 ) براى وقتى نام زد ( 2 ) ، تدبير مىكند كار را ، گزارش مىدهد آيتها را تا همانا شما به ثواب خدايتان به يقين شوى .
او آن خداست كه بكشيد زمين را و كرد ( 3 ) در آن كوهها و جويها و از همه ميوها كرد در آن جا دو جفت ، مىپوشاند شب را به روز ، در اين دليلهايى هست گروهى را كه انديشه كنند .
و در زمين پارههاست پيوسته به يكديگر و بستانهايى از انگور و كشتزار و درختان خرما همتا و ناهمتا ( 4 ) ، آب مىدهند آن را به يك آب و فزونى مىدهيم بهرى را بر بهرى در ميوه . در آن دلالاتى هست گروهى را كه خرد دارند .
و اگر بشگفت مىباشى ، شگفت سخن ايشان است كه چون ما خاك شويم ، ما در آفرينشى نو خواهيم بودن ؟ ايشان آنانند كه كافرند به خدايشان و ايشان را غلها در گردن باشد و ايشان اهل دوزخاند ، ايشان هميشه آن جا بمانند .
تعجيل مىكنند بر توبه بدى ( 5 ) پيش نيكى و گذشت ( 6 ) از پيش ايشان عقوبتها و خداى تو خداوند آمرزش است ( 7 )
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج ، لب : مىرود .
( 2 ) . قم : نام برده ، آو : نام زده .
( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب : بكرد .
( 4 ) . قم : نه همتا ، آج ، لب : غير همتا .
( 5 ) . آو ، بم ، آج ، لب : به تو بدى را .
( 6 ) . آو ، بم : بگزشت .
( 7 ) . قم مر .