تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
خداى آن است كه برداشت آسمانها را بى ستونى كه مىبينى آن را ، آنگه مستولى شد بر عرش و مسخّر كرد آفتاب و ماه را ، همه مىروند ( 1 ) براى وقتى نام زد ( 2 ) ، تدبير مىكند كار را ، گزارش مىدهد آيتها را تا همانا شما به ثواب خدايتان به يقين شوى . او آن خداست كه بكشيد زمين را و كرد ( 3 ) در آن كوهها و جويها و از همه ميوها كرد در آن جا دو جفت ، مىپوشاند شب را به روز ، در اين دليلهايى هست گروهى را كه انديشه كنند . و در زمين پاره‌هاست پيوسته به يكديگر و بستانهايى از انگور و كشتزار و درختان خرما همتا و ناهمتا ( 4 ) ، آب مىدهند آن را به يك آب و فزونى مىدهيم بهرى را بر بهرى در ميوه . در آن دلالاتى هست گروهى را كه خرد دارند . و اگر بشگفت مىباشى ، شگفت سخن ايشان است كه چون ما خاك شويم ، ما در آفرينشى نو خواهيم بودن ؟ ايشان آنانند كه كافرند به خدايشان و ايشان را غلها در گردن باشد و ايشان اهل دوزخاند ، ايشان هميشه آن جا بمانند . تعجيل مىكنند بر توبه بدى ( 5 ) پيش نيكى و گذشت ( 6 ) از پيش ايشان عقوبتها و خداى تو خداوند آمرزش است ( 7 )
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج ، لب : مىرود . ( 2 ) . قم : نام برده ، آو : نام زده . ( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب : بكرد . ( 4 ) . قم : نه همتا ، آج ، لب : غير همتا . ( 5 ) . آو ، بم ، آج ، لب : به تو بدى را . ( 6 ) . آو ، بم : بگزشت . ( 7 ) . قم مر .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 174 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي