حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه مَتى نَصْرُ اللَّه ( 1 ) . . . ، اين معانى بر قول آن كس است كه به تخفيف خواند ، امّا بر قراءت جملهء قرّاء كه به تشديد خواندند ، معنى آن است ( 2 ) : * ( وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ ) * كذبوا ، و رسولان را گمان چنان بود ( 3 ) كه ايشان را دروغ دارند و تصديق نكنند در آنچه مىگويند ، و چنين گفتند كه قراءت به تخفيف ، قراءت امير المؤمنين على است و زين العابدين و باقر و صادق - عليهم السّلام - و زيد بن على و محمّد بن عبد اللَّه بن الحسن و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه مسعود و سعيد بن جبير و ابو عبد الرّحمن السّلمىّ و عكرمه و ضحّاك و علقمه و مسروق و نخعىّ و محمّد بن كعب القرظىّ و اعمش و طلحة بن مصرّف . * ( جاءَهُمْ ) * ، به ايشان آمد * ( نَصْرُنا ) * ، نصرت ما . و سياق آيت دليل قراءت به تشديد مىكند ( 4 ) ، و بر قراءت به تشديد ، ظنّ ، به معنى علم باشد چون با پيغامبران مسند خواهد بودن ، و يأس با علم اوليتر بود ، و اين قول قتاده است . و بعضى دگر گفتند ، معنى آيت آن است بر تشديد قراءت تا رسولان نوميد شدند از كافران قوم خود و گمان بردند كه آنان كه بگرويدهاند نيز بر خواهند گشتن ( 5 ) . از استبطاء نصرت و ظفر . و مجاهد خواند : و ظنوا انهم قد كذّبوا ، يعنى ظنّت الامم انّ الرّسل قد كذبوا ، به فتح الكاف و الذّال و التّخفيف . و وجهى دگر اين قراءت را حتّى اذا استيأس الرّسل من ايمان قومهم و ظنّت الرّسل انّ قومهم قد كذبوا ( 6 ) و افتروا على اللَّه . و بر اين قول ، « ظن » ، به معنى علم باشد . * ( جاءَهُمْ نَصْرُنا ) * ، يعنى عند يأس و نوميدى از نصرت ، نصرت به ايشان آمد ، چنان كه يعقوب را - عليه السّلام - عند اشرافه على اليأس ، اشارت آمد به حيات يوسف و آن كه ايشان را ملاقات خواهد بودن . * ( فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ ) * ، برهانيم آن را كه خواهيم .
عاصم و ابن عامر خواندند : فنجّى ، به ضمّ « نون » و فتح اليا ، على وزن فعّل بر بناى ماضى على ما لم يسمّ فاعله ، برهانيدند آن را كه ما خواستيم . و باقى قرّاء
هامش
( 1 ) . سورهء بقرة ( 2 ) آيهء 214 .
( 2 ) . بم ، آو : آو .
( 3 ) . آب ، آز : بردند .
( 4 ) . بم ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب * ( وَلا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ) * ، و عذاب ما بر نگردانند از گروه مجرمان گناهكاران .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : گشت .
( 6 ) . آب ، مل ، آج ، لب كه .