خواندند : فننجى ( 1 ) ، برهانيم آن را كه خواهيم از آنان كه مستحقّ نجات باشند به ايمان . * ( وَلا يُرَدُّ بَأْسُنا ) * ، و عذاب ما كس بنتواند ( 2 ) گردانيدن از گروه كافران و گناهكاران .
* ( لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ ) * ، در قصّههاى اين پيغامبران گذشته عبرتى و پندى و عظتى هست خداوندان عقل را كه عقل كار بندند و اختيار خير كنند . و گفتند : ضمير راجع است با يعقوب و فرزندان او از يوسف و جز او . * ( ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى ) * ، اين حديثى نبوده است كه فرا بافتهاند و دروغ بر نهاده ، و لكن اين تصديق و باور دارندهء ( 3 ) آن است كه پيش از اين بود از كتابها و در اين كتاب تفصيل و گزارش هر چيز كه مردمان را به آن حاجت باشد هست با آن كه در او نيز هدى است ، و اين بر دو وجه محمول بود : لطف و بيان و رحمتى است . نيز گروهى را كه ايمان آرند . و تخصيص كرد مؤمنان را با آن كه قرآن لطف است و بيان كافر را و مؤمن را ، براى آن كه مؤمنان منتفع شدند به آن دون كافران .
هامش
( 1 ) . آو ، آب ، آج : فنجى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : نتواند .
( 3 ) . مل : ياد دارنده .