شما چند محنت خواهد بودن ! جواب ديگر آن است كه : چون ايشان برفتند ، يوسف ابن يامين را گفت : اينان با تو چه كردند و چگونه بودند ؟ گفت : همچنان دشمنى و معادات كه با تو كردندى با من هم از آن كردند و پيوسته مرا جفا كردند و دشنام دادند ، و اگر تمكين يافتندى از من ، با من همان كردندى كه با تو .
چون يوسف - عليه السّلام - اين بگفت ، ايشان گفتند : * ( أَ إِنَّكَ لأَنْتَ يُوسُفُ ، ) * ابن كثير خواند : إنّك لانت ، على الخبر ، به يك « الف » بر وجه خبر ، و باقى به دو « الف » خواندند بر وجه استفهام .
خلاف كردند در آن كه برادران عند اين حال او را چگونه بشناختند : ضحّاك گفت از عبد اللَّه عبّاس [ 34 - ر ] كه : يوسف - عليه السّلام - مبرقع بودى چون بيرون آمدى ، از فرط جمال و صيانت و سياست ملك . چون اين بگفت ، برقع از روى بر گرفت ، ايشان در نگريدند او را بشناختند .
بعضى دگر گفتند : يوسف - عليه السّلام - چون بخنديدى از برق دندانهاى او نورى پيدا شدى ، اين بگفت و باز خنديد ، به برق دندان ( 1 ) او را بشناختند .
روايتى دگر ( 2 ) از عبد اللَّه عبّاس آن است كه ، يوسف - عليه السّلام - بر سر علامتى داشت ، و يعقوب همچونين و اسحاق همچونين ( 3 ) و ساره همچونين ( 4 ) . يوسف - عليه السّلام - اين بگفت و تاج از سر بنهاد . ايشان در نگريدند آن علامت ديدند ، او را به آن بشناختند ، گفتند : * ( أَ إِنَّكَ لأَنْتَ يُوسُفُ ) * ، تو يوسفى ؟ گفت : من يوسفم ، و اين برادر من است - ابن يامين . * ( قَدْ مَنَّ اللَّه عَلَيْنا ) * ، خداى منّت نهاد بر ما به آن كه جمع كرد ميان ما از آن پس كه شما تفريق كردى . و اصل المنّة ، القطع من قوله تعالى : لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 5 ) ، اى غير مقطوع ، و منّ اللَّه عليه ، اى انعم عليه نعمة ( 6 ) قطعته عن الشّدّة ، و منّ فلان على فلان بصنعته ، اى قطعه عن شكرها . و المنون ، الموت لأنّه يقطع الحىّ عن تصرّف الاحياء . * ( إِنَّه مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ ) * ، « ها » ، ضمير شأن
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج ، لب : دندانها .
( 2 ) . قم ، آو ، بم ، مل ، آب : ديگر .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين .
( 5 - 4 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 8 ، و سورهء انشقاق ( 84 ) آيهء 25 .
( 6 ) . قم : نعمته .