اذا زنت امة احدكم فليجلدها و لا يثربها
، اى لا يعيرها ( 1 ) ، گفت : چون پرستار يكى از شما زنا كند ، بايد تا به تازيانهاش بزند و سرزنش نكند . * ( يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ ) * ، آنگاه به اين رها نكرد تا دعا كرد ايشان را ، و گفت : خدا بيامرزاد شما را . لفظ خبر است و معنى دعا . * ( وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ) * ، و او رحيمتر از همه رحيمان است . عطا روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : روز فتح مكّه حلقهء در خانه به دست گرفت و مردم مكّه پناه با خانه [ 34 - پ ] داده بودند . رسول - عليه السّلام - گفت :
الحمد للَّه الَّذى صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده
، آنگه گفت : اى اهل مكّه كه مرا رنجانيدهاى و تكذيب كرده و از زاد و بود خود بيرون كرده ! چه گمان مىبرى به من كه با شما خواهم كردن ؟ گفتند : گمان خير مىبريم به تو ، اخ كريم و ابن اخ كريم ، تو برادرى كريمى و پسر برادرى كريم ، و امروز قادرى و مالكى ، دست قدرت تو راست . رسول - عليه السّلام - گفت : من امروز همان خواهم كرد ( 2 ) كه برادرم يوسف كرد ، و گفت : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . ) *
سدّى گفت ، چون يوسف - عليه السّلام - خويشتن بر ايشان اظهار كرد ، اوّل حديث اين كرد كه گفت : پدرم چون است ؟ گفتند : چشمهايش برفته است . پيرهن از تن بر كشيد و گفت : * ( اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا ) * ، پيرهن من ببرى و بر روى پدرم افگنى تا بينا شود . و آنان كه گفتند : يعقوب - عليه السّلام - نابينا نشد ، و آن كنايت است از طول انتظار ، گفت : * ( يَأْتِ بَصِيراً ) * ، معنى آن است كه : يرجع قرير العين تا پس از آن كه سخين العين بود قرير العين شود ، چشمش به اميد ديدار او روشن شود . و آنان كه * ( وَابْيَضَّتْ عَيْناه ) * بر عمى حمل كردند ، گفتند : * ( يَأْتِ بَصِيراً ) * ، معنى آن است كه : يعد بصيرا ، بينا ( 3 ) شود .
ضحّاك گفت آن پيرهن از جامهء بهشت بود . مجاهد گفت : يوسف - عليه السّلام - دانست كه پيرهن چشم رفته باز ندهد ، و لكن آن پيرهن از بهشت آورد جبريل - عليه السّلام - آن روز كه ابراهيم را به آتش انداختند پيرهن از او بر كشيدند و او را بند و غل نهادند . چون خداى تعالى آتش بر او « برد و سلام » ( 4 ) كرد ، جبريل آمد
هامش
( 1 ) . لب : يعيّرها .
( 2 ) . همه نسخه بدلها ، بجز بم : كردن .
( 3 ) . آج : بعد بصير و بينا .
( 4 ) . اشاره است به سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 69 .