بود رها كنيم و آن را گيريم كه متاع ما بنزديك او نبود . * ( إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ ) * ، اگر چنين كنيم از جملهء ظالمان باشيم . و بيان كرديم كه * ( مَعاذَ اللَّه ) * ، نصب ( 1 ) او بر مصدر است ، اى نعوذ باللَّه معاذا فحذف الفعل ثمّ اضاف المصدر الى المفعول ، و مثله : سبحان اللَّه و ربّما يضاف المصدر الى الفاعل ، نحو وعد اللَّه و صبغة اللَّه ، اى وعد اللَّه وعدا و صبغ اللَّه صبغة ( 2 ) .
* ( فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْه خَلَصُوا نَجِيًّا ) * ، چون نوميد شدند از آن كه يوسف اجابت ايشان خواهد كردن ، برفتند و با يكديگر به خلوت بنشستند و به راز با هم سخن گفتند ، و قوله : * ( اسْتَيْأَسُوا ) * ، استفعلوا ، من اليأس . و قوله : * ( خَلَصُوا ) * ، اى صاروا الى جانب بحيث لم يكن معهم من لم يكن منهم فكانوا بمثابة الشّىء الخالص ، و قوله :
* ( نَجِيًّا ) * ، اى متناجين ( 3 ) ، و نصب او بر حال است از فاعل . * ( خَلَصُوا ) * ، از خلوص است و « نجىّ » ، مصدر است واحد را و جمع را و تثنيه و مؤنّث و مذكّر ( 4 ) را به يك لفظ باشد كعدل وزود ( 5 ) . و اصل « نجىّ » من النّجو باشد ، و هو الارض المرتفع ، و اين از جملهء آيات مشار اليهاست در فصاحت ، براى آن كه معانى بسيار در لفظ اندك بياورد با جزالت لفظ و حسن نظم . و اين آيت و چند آيت چونين ( 6 ) عمدهء آنان است كه وجه اعجاز ، فرط فصاحت گويند . * ( قالَ كَبِيرُهُمْ ) * ، اى اكبرهم ، برادر مهترين از ايشان گفت . قتاده و ابن اسحاق گفتند : روبيل بود - و او پسر خالهء يوسف بود و به سال از ايشان مه بود و او آن بود كه رها نكرد ايشان را كه يوسف را بكشند .
كلبى و وهب گفتند : يهودا بود - و او عاقلترين ايشان بود ، بعضى دگر گفتند : لاوى بود . گفت : نمىدانى كه پدر بر شما عهد گرفته است ، عهد خداى و سوگند به خداى و پيش از اين آن تقصير كه كردى در حقّ يوسف ، * ( وَمِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ ، ) * در موضع « ما » خلاف كردند : بعضى گفتند : در محلّ نصب است بوقوع العلم ( 7 ) عليه ، يعنى الم تعلموا ما فرّطتم فى يوسف من قبل هذا ؟ و بعضى گفتند : محلّ او رفع است
هامش
( 1 ) . قم : نصبى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : صبغ صبغة .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و لب : مناجين .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : تذكير و تأنيث .
( 5 ) . كذا در اساس و قم ، آو ، آب ، آز ، آج ، لب : زور ، مل : روز .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : چنين .
( 7 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، لب : الفعل .