تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
يوسف - عليه السّلام - چون آن تمكين ديد ، درآمد و گفت : * ( اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الأَرْضِ . ) * اگر گويند : شايد تا او از قبل ظالم و از دست او ولايت خواهد ، گوييم : ولايت به صورت ، ملك مصر را بود ، به معنى يوسف را بود ، جز كه ممكّن نبود [ 23 - ر ] او كه خواست حقّ خود خواست و آن را كه حقّى بود او را به هر وجه كه تواند بود كه توصّل ( 1 ) كند به آن ، آنگه آن خواست از پادشاه كه قوام ملك به آن باشد و آن خزانه است ( 2 ) ، گفت : مرا به سر خزانه زمين موكّل كن و كار خزانه به من مفوّض كن ، آنگه چون كسى نبود كه آن جا او را شناختى و تزكيهء او كردى او خود تزكيهء ( 3 ) خود كرد ، گفت : * ( إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ) * ، من نگاه دارم و ضايع نكنم و عالمم به وجوه دخل و خرج آن به علم حاصل كنم و به حفظ نگاه دارم و ضايع نكنم و چون وقت خرج باشد ، به جاى خود بنهم ، چه عالمم به مصالح آن و حافظم آن را از نا اهل . آنگه حق تعالى گفت : * ( وَكَذلِكَ مَكَّنَّا ) * ، اگر چه ملك مىگفت تو نزد ما مكينى ، حق تعالى مىگفت تو از جهت من با تمكينى ، تمكين تو من كنم و مكان و مكانت تو من دهم كه تو را به حقيقت من شناسم ، لا جرم او را در زمين تمكين كرد ، * ( يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ ) * ، تا جاى سازد آن جا كه خواهد ، يقال : تبوّأت الموضع اذا اتّخذته ( 4 ) منزلا و مأوى ، و اصله من « باء » ( 5 ) ، اذا رجع ، و منه البواء في الدّم لأنّه يرجع اليه فى القصاص . آنگه بيان فضل خود گفت كه عامّ است با همه كس ، گفت : * ( نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ ) * ، برسانيم به رحمت خود آن را كه خواهيم . * ( وَلا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ) * ، و مزد نكوكاران ضايع نكنيم ، و قوله : * ( مَكَّنَّا لِيُوسُفَ ) * ، اين « لام » صله است و زياده ، كقوله : رَدِفَ لَكُمْ ( 6 ) . . . ، و قوله : * ( إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ ) * ( 7 ) * ( ، ) * براى آن كه تمكين به نفس خود متعدّى است ، يقال : مكّنته ، و لا يقال : مكّنت له ، كقوله : مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيه ( 8 ) . . . ، و قوله : * ( يَتَبَوَّأُ مِنْها ) * ، في موضع النّصب ، على الحال .
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : توسّل . ( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : خواست . ( 3 ) . قم ، آج : تزكيت . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل ، منه . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : با . ( 6 ) . سوره نحل ( 27 ) آيهء 72 . ( 7 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 43 . ( 8 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 26 .