تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
چون در شدند از آن جا كه فرمودشان ( 1 ) پدرشان بنگزيرانيد ( 2 ) از ايشان از خداى از چيزى ( 3 ) مگر حاجتى در تن يعقوب كه روا كرد آن را و او خداوند علم است به آنچه ما او را آموختيم و لكن بيشترين مردمان ندانند . چون شدند ( 4 ) بر يوسف ، باز گرفت با او ( 5 ) برادرش را گفت : من برادر توام ، در سختى مباش به آنچه ايشان مى ( 6 ) كنند . چون ببجارد ( 7 ) ايشان را به سازشان ، كرد آنچه به آن آب خوردى ( 8 ) ملك دربار برادرش ، پس بانگ كرد كننده‌اى ( 9 ) كه اى كاروان ( 10 ) شما دزدانى . گفتند و روى كردند ( 11 ) بر ايشان ، چه ( 12 ) گم كرده‌اى ؟ گفتند : گم كرده‌ايم صاع پادشاه و آن را ( 13 ) كه بيارد آن ( 14 ) ، بار شترى است و من به آن پايندانم . گفتند : به خدا كه دانى شما كه ما نيامديم تا فساد كنيم در زمين و ما نبوديم دزد ( 15 ) . گفتند : چه پاداشت بود او را ( 16 ) اگر دروغزن
هامش
( 1 ) . قم : فرمودند ايشان را . ( 2 ) . قم : نبود كه بگزيراند ، آو ، بم ، آج ، لب : بنگزيرانيدن ، آب : مستغنى نكرد . ( 3 ) . آو ، بم : چيزى . ( 4 ) . قم ، آو : و چون در شدند . ( 5 ) . قم : خود . ( 6 ) . قم : بودند كه . ( 7 ) . قم : بساخت . ( 8 ) . قم ، آو ، بم : خورند . ( 9 ) . قم ، آو ، بم : بانگ كننده‌اى . ( 10 ) . قم بدرستى كه . ( 11 ) . قم : روى فرا كردند . ( 12 ) . قم : چه چيز . ( 13 ) . قم : راست . ( 14 ) . قم را . ( 15 ) . قم ، آو ، بم : دزدان . ( 16 ) . قم : چيست پاداش او .