چون بازگشتند با پدرشان ( 1 ) ، گفتند : اى پدر ما ! باز داشتند از ما پيمودن ( 2 ) ، بفرست با ما برادر ما را تا بپيماييم و ما او را نگاه داريم .
گفت : ايمن باشم ( 3 ) از شما بر او مگر چنان كه ايمن بودم از شما بر برادرش از پيش اين ؟ خداى بهتر است نگاهبان ( 4 ) و او بخشايندهتر بخشايندگان ( 5 ) است .
چون بگشادند بارشان ، يافتند بضاعتشان داده بودند ( 6 ) با ايشان ، گفتند : اى پدر ما ! چه جوييم ؟ اين بضاعت ماست ( 7 ) ، باز دادند با ما و طعام آريم اهل ما را و نگاه داريم برادرمان و بيفزاييم پيمودن شترى ، آن پيمودنى اندك است .
گفت : نفرستم او را با شما تا بدهى مرا استواريى ( 8 ) از خداى كه به من آرى او را مگر گرد در آيند به شما ، چون بدادند ( 9 ) به او عهدشان ، گفت : خداى بر آنچه ما مىگوييم و كيل است .
گفت : اى پسران من ! مشوى ( 10 ) از يك در و در شوى از درهاى پراگنده و بنگزيرانم ( 11 ) از شما از خداى از چيزى ( 12 ) نيست حكم و الَّا ( 13 ) خداى را ، بر او توكّل كردم و بر او بايد تا توكّل كنند ( 14 ) توكّلكنندگان .
هامش
( 1 ) . آو ، بم : وا پدرشان .
( 2 ) . قم : پيمانه را .
( 3 ) . قم : اى آمن باشم .
( 4 ) . قم : نگاه داشتن را .
( 5 ) . قم : مهربانان ، آو ، بم ، آب : رحمت كنندگان .
( 6 ) . قم : كه باز داده بودند .
( 7 ) . قم : اين است بضاعت ما .
( 8 ) . قم ، آو ، بم : استوارى .
( 9 ) . قم : پس چون دادند .
( 10 ) . قم ، آو ، بم : در مشوى .
( 11 ) . قم : بنه گزيرانم ، آج ، لب : بنگزيرانيدن .
( 12 ) . قم كه .
( 13 ) . قم : مگر .
( 14 ) . قم : كنندا .